ارسطو می گويد : دولت به خاطر زيستم بوجود می آيد و به خاطر خوب زيستن ادامه می يابد . از نظر برخی از متفکران اخلاقی نيز دولت بايد خوب رفتار کردن را بی وقفه پرورش دهد, زندگی اخلاقی مردم را اصلاح و کنترل کند و آب وخاک را برای انسان قابل زيست وراحت گرداند. در سده های 18 و 19 ميلادی دولت حکومت يک پليس بود. فردگرايي درحد کامل وجود داشت و اجازه نمی داد دولت يا حکومت کمترين دخالتی درکارها بکند . در سده 20 دولت به يک نوع تعاونی خدمات اجتماعی تبديل شد. و درعصر حاضر دولت رفاه شعار اصلی سياستمداران شده است.

 

انديشه دولت رفاه اين است که سنگ پايه بنای دولت , رفاه فرد است و دولت رفاه برای توسعه هماهنگ او طرح ريزی شده است. بنابراين هدف دولت رفاه تأمين حد اعلای پيشرفت وراحتی فرد است و همه فعاليتهای آن به رفاه عمومی مربوط است. کول نوشته است « دولت رفاه جامعه ای است که در آن حداقل سطح زندگی و فرصت تضمين شده , در اختيار همه شهرونداذن قرار می گيرد.» آرتور شلزينگر دولت رفاه را چنين تعريف کرد : « نظامی که در آن حکومت متعهد می شود سطوح معينی از اشتغال , درآمد, آموزش , کمک بهداشتی, تأمين اجتماعی ومسکن را برای همه شهروندان خود فراهم کند.»

 

به گفته کنت « دولت رفاه, دولتی است که برای شهروندان خود رشته گسترده ای از خدمات اجتماعی را برقرار کند.»

 

با توجه به تعاريف دانشمندان و عالمان علم سياست, دولت رفاه دارای خصوصيات زير است :

 

1- در دولت رفاه فرد موقعيت محوری دارد.

2- حداقل سطح زندگی و فرصت را برای شهروندان بی توجه به نژاد , عقيده يا رنگ تضمين می کند.

3- رشته گسترده ای از خدمات اجتماعی را بر شهروندان فراهم می آورد.

4- توزيع مناسب درآمد را برای همه شهروندان تضمين می کند.

 

 

وظايف دولت رفاه:

وظايف دولت رفاه به عقيده بسياری از دانشمندان به دو بخش عمده تقسيم می شود:

 

بخش اول کار ويژه های حمايتی:

1- حفظ حاکميت در برابر بی نظمی های داخلی و تجاوز خارجی.

2- وضع قانون به خاطر حفظ حاکميت و تقويت اطاعت وايجاد شرايط امنيت کامل.

3- حفظ نهادهايي مانند خانواده و مالکيت.

4- سازمان دادن به حمل ونقل و ارتباطات , ايجاد ساختمان و  حفظ راه ها, انجام خدمات پستی در حدکار آمد.

5- تنظيم کار بازارها و بازرسی در وزن ها واندازه ها.

6- حفظ روابط ديپلماتيک با کشورهای ديگر.

7- جمع آوری ماليات و مجازات فراريان از ماليات.

 

بخش دوم کار ويژه های رفاهی:

1- دولت برای تأمين بهداشت مردم اقدامات پيشگيرانه و نيز درمانی به عمل می آورد. به طور روز افزون دانسته می شود که مردم قوی وسالم به تنهايي می توانند کشوری را بزرگ و مقتدر کنند. به همين دليل متوليان بهداشت درسراسر کشورها کوشش های زيادی به عمل می آورند تا از گسترش بيماريهای واگير پيشگيری کنند و در صورت وجود بيماريهای واگير با آن مبارزه کنند.

2- برای پايان دادن به استثمار کارگران قوانينی مورد تنظيم ساعت کار و بهبود شرايط عمومی محيط کار آنها تصويب می شود . برای مثال , کار کودکان زير 14 سال در کارخانه ها و صنايع پرخطر ممنوع می شود.

3- دولت رفاه می کوشد آموزش و پرورش را در دسترس همگان قراردهد. درچنين دولتی آموزش در انحصار خانواده های ثروتمند نيست. همه, دست کم از تحصيلات ابتدايي بهره مندهستند و آموزش عالی

در دسترس کسانی است که آمادگی فکری وذهنی بهتری دارند. بدون آموزش و پرورش مردم عقب مانده و نادان می مانند و شخصيت افراد رشد نمی يابد.

4- تفاوتهای زياد ميان ثروتمندان و فقيران بايد پايان يابد و برای همه مواد خوراکی برای تغذيه مناسب لباس برای پوشيدن , و مسکن برای زندگی واستراحت فراهم شود. فقر بايد از بين برود. به عقيده رابسون از بين بردن واقعی فقر هدف عمده دولت رفاه است و هر کشوری که امکانات رسيدن به اين هدف را داشته باشد اما اين کار را نکند , نمی تواند مدعی دولت رفاه بودن را بکند.

5- دولت رفاه همه را برابر می بيند و فرصت های مناسبی را برای مردم بوجود می آورد. هيچ مانع ساختگی برای جلوگيری از رشدآنها  روا دانسته نمی شود . به بخش های ضعيف تر مردم توجه ويژه ای می شود .

6- همه اجازه دارند از آزاديهای اساسی, يعنی آزادی انديشه , آزادی بيان, آزادی عقيده ومانند آنها , و آزادی اجتماعی برای دست يافتن به اهداف  ومقاصد مشترک برخوردار باشند. اين بهره مندی از آزاديهای اساسی انسان را قادر می کند قوه داوری خود را در راه خير عمومی به کار گيرد.

 

برسر راه فعاليت دولت رفاه موانعی نيز وجود دارد مثل سطح پايين توليد ملی, افزايش جمعيت , عدم پرداخت  ماليات توسط مردم, عدم وجود آزادی بيان وآزادی عقيده, برخوردهای سليقه ای و حزبی با افراد, محدوديت حضور آزادانه مردم در انتخابات و....

 

بطور کلی دولت رفاه برای بهبود بهداشت عمومی , شکوفايي آموزش و پرورش , تأمين امنيت مالی و جانی مردم, تنظيم فعاليت های اقتصادی مفيد و از بين بردن دشواريهای اجتماعي وفرهنگی می کوشد. وظيفه واقعی دولت رفاه ممکن کردن بهره مندی شهروندان از آزادی واقعی است.