گفت و گوی تمدنها

 

سی ام شهریورماه سال ۱۳۷۷ روزی بود که سخنرانی سید محمد خاتمی ، رئیس جمهوری محبوب ایران ، در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد نگاه جهانیان را به سوی ایران متوجه ساخت ، آنگاه که این جملات را بر زبان آورد :

 " به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اوّل ، سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل سال گفت وگوی تمدّن ها نامیده شود ، با این امید که با این گفتگو ، نخستین گام های ضروری برای تحقّق عدالت و آزادی جهانی برداشته بشود "

و این پیشنهاد با اکثریت آراء مورد تصویب قرار گرفت و با اقبال جهانی مواجه گردید. در آستانه دهمین سال روز این اتفاق مهم متن کامل این سخنرانی در پی می آید :


بسم الله الرّحمن الرّحیم
آقای رئیس!
آقای دبیر کل و حضّار محترم!


چراغ هستی آدمی با تمنّای رستگاری روشن بوده و هست و جوهر قیام پیامبران الهی و نیز موضوع آموزش حکیمان و مربّیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده است .


با این همه ، آن چه در ساحت پیدای تاریخ ، دل را می آزارد ، محرومیّت و سیاه بختی آدمیان است محرومیّت زنان و مردان و کودکانی که تحت تأثیر هوای قدرت های حاکم بوده و سیاه بختی حاکمانی که از شفقت و همدلی با مردم خود محروم بوده اند و نظام داخلی و حتّی حکومت خوب در تاریخ ، دولت مستعجل بوده است .


شگفتا که کسانی به بهانه رستگاری مردم، گاه بر اندیشه و اراده آدمیان لجام زده اند و آزادی آنان را سرکوب کرده اند و گاهی دیگر رستگاری را در برداشتن هر گونه لجامی از کام هوس سیری ناپذیر انسان و قربانی کردن عقل و عشق در پای معبد هوس تفسیر کرده اند. گاه به نام آزادی، عدالت پایمال شده است و گاه دیگر به بهانه عدالت، آزادی از میان رفته است و در نتیجه بشر، هم از آزادی عادلانه و هم از عدالت آزادانه محروم مانده است. از آن روز که کسانی علم حقیقی را آن دانستند که توانایی بیاورد نه آن که قدرت را مهار کند، چند قرن بیش نمی گذرد. در این مدّت به جای آن که علم در خدمت رستگاری انسان و اعتلای شخصیّت او باشد، در بیشتر موارد در خدمت افراد و گروه هایی قرار گرفته که جز به آیین سود و فایده نمی اندیشند. در این چند قرن، علاوه بر پیشرفت های بزرگی که نصیب بشر شده است و بزرگ هم هست، انسان بیش از همیشه طعم تلخی و تبعیض را چشیده است.


هم اکنون بازماندگان دو جنگ جهانی که ویران گری آن بی شمار بوده است، در میان ما به سر می برند و به رغم تأسیس سازمان ملل متّحد که از دستاوردهای مثبت بشری است، از صلح واقعی مبتنی بر عدالت کمتر اثر می بینیم. وضعیّت در جهان عقب نگه داشته شده، اسفبارتر است و بسیاری از مردم این بخش جهان دچار قحطی، بی سوادی و بیماری و برخی در بند حکومت هایی هستند که حتّی زحمت تظاهر به مردمی بودن و پیروی از موازین دموکراسی را به خود نمی دهند و محرومیّت از پشتیبانی ملّت های خود را با وابستگی به قدرت های سودجو و سلطه گر، جبران می کنند. حکومت های سرکوبگر وابسته، امکان تجربه مردم سالاری را از مردم می گیرند و با ادامه سرکوب و ترور، فرهنگ خشونت را در جامعه حکم فرما کرده، خواسته یا ناخواسته مخالفان خود را به استفاده از زور و خشونت تشویق می کنند و لذا در این باب، ملامت در درجه اوّل متوجّه قدرت های تحمیل کننده این نظام ها و حمایت کننده از این حکومت هاست که حتّی سازمان های جاسوسی آن ها به کارنامه زشت براندازی حکومت های ملّی و حمایت از رژیم های غیرمردمی مباهات می کنند. این تصویر از جهان، زشت و چندش آور است و تا روزی که حکیمان و خردمندان، زمام امور را از دست سیاستمداران کم خرد و آزمند درنیاورند، نمی توان یکباره این تصویر را تغییر داد ولی با این همه، به نظر من در آن سوی سیاهی و تباهی، در عمق تاریخ می توان از زیبایی های اصیل سراغ گرفت و به جرأت می توان گفت که زندگی بشر در مجموع، رو به شکوفایی معنوی و مادّی داشته است؛ از جمله در همین قرن، مبارزات ضدّ استعماری و حرکت استقلال خواهی بسیاری از ملّت ها را می توان نمونه آشکاری از این پیشرفت و شکوفایی دانست.


فروپاشی جهان دو قطبی در آخرین دهه این قرن و سیر شتابان جهان و ملل خواستار تساوی به سوی احراز اقتدار و ابراز هویّت در عرصه بین المللی، گامی به پیش به شمار می رود. رؤیای جهان تک قطبی و تحت قیمومیّت یک قدرت، جز پنداری باطل و نشانه عقب ماندگی صاحبان این پندار از سیر تاریخ نیست و مطمئن هستم که حتّی برخی از ملّت های قدرتمند چون ملّت آمریکا که سیاستمدارانشان، خواب جهان یک قطبی را می بینند و با سوءاستفاده از نام پرآوازه این ملّت ها، همه امکانات حیثیّت ملّی کشورشان را در پای فزون طلبی برخی اقلّیّت های صاحب منافع مادّی و قومی قربانی می کنند، به این وضع رضایت نخواهند داد و رشد افکار عمومی غرب در جهت پذیرش رابطه صلح آمیز بر پایه احترام متقابل، گواه این مدّعاست.


اینک آقای رئیس و حضّار محترم !

اجازه می خواهم از زبان انسانی سخن بگویم که از شرق، از خاستگاه تمدّن های درخشان و از مهد پرورش پیامبران والامقام الهی: ابراهیم، موسی، عیسی و محمّد آمده است. من از ایران سرفراز آمده ام به نمایندگی از ملّتی بزرگ و پرآوازه که از ده ها قرن پیش، صاحب تمدّن بوده و پس از پذیرش آیین اسلام، در تأسیس و بسط تمدّن اسلامی نقش ممتاز داشته است، ملّتی که با تکیه بر غنای فرهنگی و انسانی خویش تندبادهای سخت خودکامگی و تحجّر و نیز خودباختگی در برابر دیگران را از سر گذرانده و در دوران جدید تاریخش، پیشتاز تأسیس جامعه مدنی و نظام مشروطیّت در شرق جهان بوده هرچند که در اثر دخالت بیگانگان و نیز کم تجربگی در این آزمون، ناکامی هایی داشته است. ملّتی که یکی از طلایه داران مبارزه با استعمار و منادی استقلال بوده، هرچند نهضت ملّی او با کودتای خارجی شکست خورده است و ملّتی که صاحب انقلابی مردمی است، انقلابی که نه با کودتا و زور اسلحه آتشین که با سلاح کلام و ارشاد بر رژیم کودتا پیروز شده است و در مسیر تجربه نوین خود، جنگ تحمیلی هشت ساله و فشارها و تحریم ها و تهمت های گوناگون را تحمّل کرده و بزرگترین قربانی تروریسم این پدیده شوم و نفرت انگیز قرن بیستم بوده است.

 


هم اکنون این ملّت با تکیه بر گذشته خود بی آنکه دچار ارتجاع شود، به فردای بهتر می اندیشد و راه خود را با پشتگرمی به اصول و موازینی که ریشه در هویّت دینی، ملّی، تاریخی و انقلابی او دارد و با بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدّن روزگار، با آزمایش و خطا به سوی آینده برتر می پیماید. انقلاب اسلامی ملّت ایران به رهبری حضرت امام خمینی، انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بود و مطمئنّا انقلابی که براندازی اش با کلام بوده است، در دوران ساختن و آباد کردن، بیشتر و بهتر می تواند متّکی بر کلام و منطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدّن ها، منادی گفتگوی میان تمدّن ها و فرهنگ ها است. من از این پایگاه و از منبر سازمان ملل متّحد می گویم که علی رغم سختی ها و مصیبت ها، سیر زندگی بشر به سوی رهایی و آزادی است و این تقدیر و سنّت تغییرناپذیر خداوند است و مطمئنّا بداندیشی و زشت کاری برخی از بندگان او نمی تواند تقدیر خداوند و مسیر تاریخ را دگرگون کند. آقای رئیس ! سابقه کلمه تاریخ از کلمه فلسفه بیشتر است و محور تاریخ، انسان است و تاریخ عبارت است از بازتاب نور وجود بر جهات و شئون گوناگون آدمی و درنتیجه حقیقتی است کلّی و یگانه در عین تکثّر و تعدّد و این یگانه هرگاه که جامه نو کند، عهد جدیدی به ظهور می رسد.


داوری ما درباره تاریخ، در گرو داوری ما درباره وجود آدمی است که مدار و محور تاریخ است. «بنی آدم» که سعدی با تأسّی به روایتی از پیامبر عظیم الشّأن اسلام و به زیبایی هرچه تمام تر، آنان را به عنوان عضوهای به هم پیوسته یک بدن توصیف می کند، در دسترس زیست شناسی و روانشناسی نیست. برای شناخت انسان باید نگاهی فیلسوفانه و متفکّرانه به بشر و تاریخ بیفکنیم. آدمی از آن جا که به دست خداوند و به صورت او آفریده شده است و پروردگار از روح خویش در او دمیده است، یک حقیقت بیش نیست و تاریخ او بیش از یک تاریخ نمی تواند باشد. دست خدا او را تاریخ و اختیار و قدرت انتخاب، و صورت خداوند او را فرهنگ و معنویبت، و روح پروردگار او را زندگی و جنبش بخشیده است. از این جاست که انسان دارای تاریخ و فرهنگ و آزادی است. وحدت بشر و یگانگی تاریخ انسانی، علاوه بر مبدأ می تواند وحدت، غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی جز فرهنگ معنوی و شرط لازم آن یعنی آزادی واقعی بشر نیست.

 


انسان چه در چنبر ادوار همیشه تکرارشونده هستی گرفتار باشد و چه در آنات و ایّام زمان تاریخی، و تاریخ را چه تاریخ به پیش ببرد، چه سوایق نفسانی، چه شیوه تولید و چه قهرمان ابرمرد، نکته مسلّم آن است که فقط با اکسیر ایمان که عبارت است از «برداشته شدن قیدهای جدید و قدیمی از دست و پای آدمی» می توان از دایره تکرار ازلی یا از سلطه ضرورت تاریخی به فراخنای آزادی و رهایی فراز آمد. همچنان که با نفس حیاتبخش آزادی است که امکان انتخاب معنویّت و ایمان فراهم می شود و او می تواند چنین بسراید که: «چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد.» و یا «اگر به کوه بگوید که به دریا فکنده شود چنین گردد.» با چنین فهم و تفسیر از آزادی است که می توان از کرامت و فضیلت انسان، هم در برابر استیلای سیاسی دولت ها و هم در برابر هجوم بادهای مسموم نومیدی و سرگشتگی دفاع کرد و سیر تاریخ را به سوی آزادی دانست. تاریخ انسان، تاریخ آزادی است و تنها فهم تاریخ به مثابه میدان تجلّی آزادی است که می تواند گذشته را بر ما مفتوح و ما را از آن بهره مند سازد، و با عزل نظر از همه نظام های فلسفی که کوشیده اند برای تاریخ معنی، جهت و قوانین تحوّل بیابند، چون تاریخ بشری تاریخ آزادی است، انسان آزاد از قیدهای تحمیلی و استثمار و استعباد اجتماعی و نیز آزاد از زنجیره غرایز تلطیف نشده حیوانی چون خشونت و درنده خویی، طبق سرشت انسانی خود جانب حق و عدالت را خواهد گرفت و تاریخ انسان، تاریخ شکوه مندی حق و فعلیّت یافتن عدالت خواهد بود و این سخن را می توان بیان دیگری از نظریّه دینی معروف مهدویّت دانست. کوتاه سخن این که، تاریخ را چه تجربی و استقرایی بررسی کنیم و چه شهودی، غالب متفکّران نهایتا یک سخن مشترک دارند و آن عبارت است از شکوفایی بیشتر حقیقت انسان و رفع پرده ها و موانع از ذهن و قلب او. من عمدا به جای اصطلاحات متداولی چون پیشرفت تاریخی، کلمه شکوفایی را به کار بردم تا تأکید کنم که طرفدار هر کدام از نظریّه های معروف و مهمّ فلسفه تاریخ باشیم، می توانیم در این استنباط عمومی کلّی از تاریخ هم صدا باشیم. ایجاد و استمرار سازمان ملل متّحد را می توان شاهدی بر حرکت تکاملی جهان و جامعه بشری تلقّی نمود. این که در زمان ما نیاز به کوشش و بحث زیاد نیست تا همگان بپذیرند که به جای جنگ و خونریزی و کشتار می توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد، چندان آسان به دست نیامده است.


البتّه تا وقتی زورمندان کم خرد، این امکان و قدرت را داشته باشند که در لحظه ای کوتاه ، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهره زمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایی کلمه بر شمشیر را به تأخیر انداخت. قرن گذشته علاوه بر جلوه های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بی همانند میراث خواران جدید آن، قرن ظهور و سقوط حکومت های توتالیتر نیز بود. امید است قرن آینده، قرن نظام ها و حکومت هایی باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسی، محبّت و عدالت باشد به گونه ای که گفت وگوی تمدّن ها مظهر و مجلای آن باطن باشد. آقای رئیس، خانم ها و آقایان ! اینک پرسش این است که آیا سازمان ملل متّحد در این جهت چه تحوّلی در درون خود به اقتضای وضعیّت جدید ایجاد خواهد کرد و چه تأثیری در این سیر و صیرورت زندگی بشر خواستار رستگاری خواهد داشت؟ به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم که به عنوان گام اوّل، سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل سال گفت وگوی تمدّن ها نامیده شود، با این امید که با این گفتگو، نخستین گام های ضروری برای تحقّق عدالت و آزادی جهانی برداشته بشود. از والاترین دستاورهای این قرن، پذیرش ضرورت و اهمّیّت گفتگو و جلوگیری از کاربرد زور، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و تقویت مبانی آزادی و عدالت و حقوق انسانی است. استقرار و توسعه مدنیّت، چه در صحنه کشورها و چه در پهنه جهانی، در گرو گفتگو میان جوامع و تمدّن ها با سلایق، آرا و نظرات متفاوت است.
اگر بشریّت در آستانه هزاره و قرن آتی، تلاش و همّت خود را بر نهادینه کردن گفتگو و جایگزینی خصومت و ستیزه جویی با تفاهم و گفتگو استوار سازد، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتی به ارمغان آورده است. از سوی دیگر جا دارد، ما اعضای سازمان ملل متّحد به بازنگری در تاریخ شکل گیری این سازمان بپردازیم و با گفت وگوی منطقی، آن را اصلاح و کامل کنیم. شکل گیری سازمان ملل متّحد همزمان با دوره سیاهی از زندگی بشر بود که بسیاری از کشورهای عضو، شرایط تلخ و شوم دوران استعمار را تجربه می کردند و در نتیجه سازمان، نمادی از سلطه باشگاه قدرت ناعادلانه حاکم در جهان شد. امروز شرایط دگرگون شده است و فرصت تجدید سامان این سازمان و به خصوص تغییر ساختار شورای امنیّت فراهم آمده است. در این جا لازم می دانم به گفته راهگشای رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی افتتاحیّه نشست سران کنفرانس اسلامی در تهران اشاره کنم که کشورهای اسلامی به نمایندگی از یک میلیارد و چند صد میلیون نفوس، دارای یک کرسی دائم در شورای امنیّت سازمان ملل متّحد شوند و تا وقتی حقّ وتو باقی است، ششمین عضو دارای حقّ وتو در آن شورا باشند و همین امر را می توان نسبت به کشورهای عضو جنبش عدم تعهّد نیز تعمیم داد. وقت آن رسیده است که همگی با تفاهم، بر حقّ تبعیض آمیز «وتو» خطّ بطلان بکشیم و گام دیگری را در به رسمیّت شناختن حقّ مساوی و عادلانه همه کشورهای عضو برداریم.

 


آقای رئیس،
حاضران محترم!


بیاییم همگی علیه نسل کشی، تجاوز و تحقیر انسان در گوشه گوشه جهان، دست اتّحاد به هم بدهیم و جلوی فاجعه های ننگینی که از جمله در فلسطین و افغانستان و کوزوو و در بسیاری از نقاط افریقا، آسیا و آمریکای لاتین، چهره انسانی این قرن را سیاه کرده است، بگیریم. امنیّت و صلح در خاورمیانه که امری ضروری است، با به رسمیّت شناختن حقّ همه فلسطینیان برای حاکمیّت بر سرزمین آبا و اجدادیشان برقرار خواهد شد. بیت المقدّس اشغالی، خانه تفاهم و گفتگو است و به این جهت صدای بیت المقدّس که از اعماق تاریخ به گوش می رسد، صدای بالذّات ضدّ نژادپرستی و ضدّ صهیونیستی است. در بیت المقدّس، ادیان بزرگ می توانند در کنار یکدیگر به طور مسالمت آمیز زندگی کنند و سلطه حکومت اسراییل در آن جا مخالف این همزیستی و همدلی است. فلسطین خانه فلسطینیان (اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی) است نه آزمایشگاه هوس های خشونت آمیز صهیونیست ها. در افغانستان هیچ راه حلّ نظامی ای برای از بین رفتن مشکل وجود ندارد.


اعلام انزجار گسترده جهانی نسبت به قتل عام های وسیع و نسل کشی، به ویژه قتل فجیع دیپلمات ها و خبرنگار ایرانی و ادامه اسارت کمک رسانان ایرانی توسّط طالبان، ضرورت فکر در این فجایع و اقدام عاجل برای محاکمه و مجازات عاملان این جنایات را می طلبد. سرزمین افغانستان با مردم رشید و فرهنگ دوست، اینک به پایگاه اصلی خشونت و ترور و تولید و توزیع موادّ مخدّر تبدیل شده است. مردم افغانستان همچون مردم دیگر نقاط جهان حقّ انتخاب دارند و حق دارند از حکومتی فراگیر با پایگاه وسیع اجتماعی که همه اقوام، همه گروه ها و سلایق را نمایندگی کند، برخوردار باشند. این تنها راه اعاده آرامش به افغانستان است. امّا برای نیل به آن، به تصمیماتی جدّی و همکاری همه جانبه نیاز است تا امکان ارتزاق گروه ها از طریق تولید موادّ مخدّر، فروش سلاح و نیز تروریسم مسدود گردد. سازمان ملل متّحد به کمک سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای ذی دخل می توانند هر چه زودتر همه طرف های درگیر را به پای میز مذاکره بکشاند و زمینه را برای انتخاب آزاد مردم مظلوم و رنج کشیده افغانستان فراهم آورد، یاغیان را با پشتوانه اراده جهانی به سر جای خود بنشاند و از هم اکنون برای بسیج کمک های بین المللی پس از دستیابی به این شرایط ضروری سیاسی، برنامه ریزی و هماهنگی کند. در کوزوو باید حقّ عادلانه مردم تحت فشار این ایالت به رسمیّت شناخته شود و دولت یوگسلاوی وادار شود که به این حقّ احترام بگذارد. آقای رئیس، خانم ها و آقایان! کوشش صادقانه برای مبارزه با تروریسم، در تمامی اشکال آن و از جمله تروریسم دولتی، یکی دیگر از نکات مورد اهتمام جمهوری اسلامی ایران است.


تروریسم، محصول نومیدی و پوچ انگاری (نیهیلیسم) است و در جهانی که بر مدار قهر و غلبه می چرخد، مبارزه جدّی با تروریسم از حدّ حرف و شعار جلوتر نخواهد رفت. مبارزه واقعی با تروریسم باید همراه با مبارزه برای عدالت باشد. البتّه این سخن نباید به معنی توجیه نوعی تروریسم تفسیر شود. ما به صراحت اعلام می کنیم که به اقتضای موازین دینی و اخلاقی فرهنگی خود، با تروریسم در کلّیّه اشکال آن مخالفیم و با آن به جد مقابله خواهیم کرد. خلاصه آن که باید برای ریشه کن کردن حقیقی این پدیده شوم، همراه با مبارزه با عوامل فعلی آن از طریق همکاری جدّی و شفّاف بین المللی، در راه تحقّق عدالت در جهان کوشش کنیم. جهان در آستانه هزاره سوم باید از کابوس جنگ هسته ای و سلاح های کشتار جمعی نیز رهایی یابد. آزمایش های اخیر هسته ای در منطقه ما به نگرانی ها و پیچیدگی های جدیدی دامن زده که این ضرورت را دو چندان می کند. ما باید بپذیریم که فکر دستیابی به امنیّت از طریق این تسلیحات، توهّمی بیش نیست. نمایش عزم جهانی برای نابودی تمامی زرّادخانه های کشتار جمعی در یک چارچوب زمانی معیّن، مبارزه با تولید و گسترش این سلاح ها را هدفمند و پرشتاب خواهد نمود. ایجاد مناطق عاری از سلاح های کشتار جمعی به ویژه در منطقه خاورمیانه، گام اوّلیّه مناسبی در مسیر مبارزه با بی اعتمادی و تشنّج ناشی از این تسلیحات است.

 


ما به عنوان قربانیان سلاح های کشتار جمعی، بیش از دیگران بر آثار دهشتناک این سلاح ها واقفیم و لذا در تأسیس و تقویت ترتیبات جهان شمول برای امحای آن ها پیشتاز خواهیم بود. امنیّت، توسعه و رفاه در جهان سوم مستلزم تقویت مبانی همکاری و به کارگیری روش های حساب شده به منظور اعتمادسازی است. خوشحالیم که هشتمین نشست سران کنفرانس اسلامی در تهران، با تشخیص این ضرورت، ساز و کار مناسبی را برای تقویت همکاری و اعتماد بر مبنای گفت وگو میان کشورهای اسلامی پایه گذاری کرد. من در این جا به عنوان نخستین گام در این مسیر، کشورهای منطقه خلیج فارس را که در یک دهه شاهد دو جنگ ویران گر بوده اند، به ایجاد یک نظام امنیّت و همکاری در منطقه خلیج فارس دعوت می کنم. کوتاه سخن آن که اعتماد و صلح بدون بازنگری جدّی مبانی فکری جنگ سرد، میسّر نیست. توسعه فرهنگ صلح نیازمند پذیرش نقش سازنده ملّت ها و پرهیزی از سلطه طلبی، یک جانبه گرایی، تقلیل و حذف است. جمهوری اسلامی ایران به اقتضای مبانی اعتقادی و مایه های تمدّن دیرپای خود، خواستار جهانی سرشار از صلح و آرامش بر اساس کرامت انسانی است و تشنّج زدایی را سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده است و بر مبنای اصول انقلاب اسلامی، سیاست موزون گسترش روابط با همسایگان و دیگر کشورها را بر پایه احترام عملی به استقلال و برابری حقوق بین کشورها، ادامه خواهد داد. صلح تمام عیار، علاوه بر صلح میان انسان ها شامل صلح میان انسان و طبیعت نیز می شود. انسان باید از غلبه و استیلا بر طبیعت دست بردارد و در آینده، بیشتر بر هماهنگی میان انسان و طبیعت تأکید کند. حفظ محیط زیست به مثابه میراث مشترک طبیعی از مهم ترین اولویّت های قرن آتی است.


در پایان سخن، مایلم بر نقش خانواده، زنان و جوانان در ساختن فردایی بهتر، و تحکیم بنیان های جامعه مدنی جهانی تأکید نمایم. خانواده بستر بی بدیل رشد جامعه بشری و اعتلای شخصیّت فردی اجتماعی انسان است. متأسّفانه در روزگار ما و به خصوص در جهان صنعتی، پایه های خانه و خانواده به شدّت لرزان شده است و خطر فروپاشی آن تهدید بزرگی برای زندگی سالم مادّی، معنوی و عاطفی بشر است. همّت جهانی باید برای مقابله با این خطر برانگیخته شود تا مبادا چراغ این کانون گرم محبّت و عاطفه و تربیت، در برابر تندبادهای سرد سودطلبی و هوس پرستی و ظاهربینی به خاموشی گراید.


تلاش های جهانی برای ترویج احترام و حفظ و گسترش حقوق زنان، نیازمند بازنگری در نگاه های سنّتی و متداول ناصواب نسبت به زن است. هم دیدگاهی که با پندار نادرست برتری مرد، به زن و مرد و انسانیّت جفا می کند و هم آن که با نادیده گرفتن اختلاف میان زن و مرد، همان ستم را روا می دارد. باید بپذیریم که زن و مرد هر دو انسان های بزرگ و شایسته رشد و پیشرفت عقلانی، عاطفی، فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جامعه هستند و توسعه همه جانبه و پایدار، تنها با حضور و مشارکت فعّال هر دو میسّر می شود. ملل متّحد در آستانه قرن و هزاره آینده باید نسل آینده را که صاحب این قرنند باور کند و آن چه را که لازمه این باور است، بپذیرد. بپذیریم که قیّم جوانان نیستیم و جوان باید آگاهانه و مختارانه در فرآیند رشد و توسعه حضور داشته باشد. با چنین دیدگاه نو و به کمک توان و اندیشه پویای نسل جدید، یقینا می توان آینده ای به مراتب بهتر و درخشان تر برای قرن آتی رقم زد.


از توجّه شما متشکّرم.

میلیاردرهای ایران

در فهرست زیر، هرجا که دیدید، نام شرکت یا کارخانه ای آمده است، بدانید که در آن بنگاه اقتصادی، اشخاص زیادی کار می کنند و به واسطه تولید، چرخ اقتصاد خانواده شان می چرخد ؛ پس قابل احترام هستند.

 

۱- علاء میرمحمدصادقی: الان ۷۹ سال دارد و متولد اصفهان است. 
 کسی که همه او را به‌عنوان پدر گچ و سیمان کشور می‌شناسند.

اولین صندوق قرض‌الحسنه انقلابی را ۳۸ سال پیش در مسجد لرزاده تأسیس کرد.

او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاری‌ها باشد اما با تهدید به استعفای ۷ عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدی‌نژاد به بانک قرض‌الحسنه تبدیل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ  خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.

 

۲- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
۵۲ ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.
 
 
 
 
 
 
 
۳- محسن خلیلی‌عراقی: مدیرعامل شرکت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.
 

 

 

رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد ۱۳۰۸ در تهران است.

 

۴- شاهرخ ظهیری: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پیشگام صنایع غذایی در کشور و بنیانگذار کارخانه‌های مهرام است.

علاوه بر این، ظهیری ۸۰  ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد. سلطان سس ایران ، متولد تهران است.

 

۵- مهدی جاریانی: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید.  جاریانی متولد تهران است و ۶۲ سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.

 

 

 

۶- علینقی خاموشی: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟

بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.

به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی ۷۱ ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.

 

۷- اسداله عسگراولادی:  همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.

عسگراولادی اهل تهران  است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!

این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضای بنام مؤتلفه، رئیس اتاق مشترک ایران و چین، دارنده شرکت بزرگ «حساس» که در عرصه صادرات خشکبار و به خصوص پسته ایران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.

 

۸- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!

 

۹- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی ۵۲ ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و… .

 

 

۱۰- احمد امیراحمدی: ۷۱ ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! کشتی‌گیر قدیمی با گوش‌های شکسته که به‌عنوان پدر سرب و روی کشور شناخته می‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و… را هم یدک می کشد.

 

 

۱۱- تقی بهرامی نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد ۱۳۲۴ در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و … خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد کشور آشنا شوید! مؤسس چندین شرکت بزرگ فولاد و فعال این صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.

 

 

۱۲- محمد صدر هاشمی‌نژاد: از مؤسسان اولین بانک خصوصی کشور و رئیس هیأت‌مدیره همان بانک، مدیر عامل شرکت توانمند ساختمانی استراتوس، کسی نمی‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمینه ساختمان‌سازی و بازرگانی از بزرگان به شمار می‌رود. صدر هاشمی متولد ۱۳۲۹ در شهر کرمان است.

 

 

 

 


۱۳- پدرام سلطانی: شخصی که با وجود جوان بودن به‌عنوان یکی از بزرگان بخش خصوصی پتروشیمی معروف است.
۴۱ سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.

 

 

 

۱۴- علی شمس اردکانی: مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی و از فعالین بنام صنعت خودروسازی خصوصی در کشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن  در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و…. شمس اردکانی متولد ۱۳۲۲  در اصفهان است.

 

 

 

۱۵- عباسعلی قصاعی: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمایه‌دار قصاعی و از بزرگ‌ترین فعالان صنعت چینی در کشور است. به سال۱۳۲۶ در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی ۶۳ ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.

 

 

 

 

۱۶- محسن بهرامی ارض اقدس: از مدیران ارشد حیات نو و مشاور شهردار تهران را در کارنامه اش دارد.
بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس ۵۴ ساله است.

 

 

 

۱۷- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود.  متولد کرج است و حالا ۶۵ ساله شده. مدیرعامل شرکت بزرگ تأسیساتی سکو ایران است علاوه بر این عناوینی چون:  قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و… را نیز یدک می کشد.

 

 

 

 

۱۸- مسعود دانشمند: ۶۱ سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده یک شرکت بزرگ حمل و نقل دریایی است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود.  البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری  و سفر و… دارد!

 

 

 

 

۱۹- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی  ۵۸ ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.

 

 

 

 

۲۰- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی ۷۰ ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.

 

 

 

 

۲۱- محمدرضا بهرامند: تهرانی ۶۱ ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… .

 

 

 

۲۲- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی ۵۳ ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.

 

 

 

 

۲۳- احمد ترک نژاد: درست ۵۰ ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.

 

 

 

۲۴- محمدرضاجابر انصاری: ۶۱ ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و… را یدک می کشد.

 

 

 

۲۵- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، ۶۶ ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و… را یدک می کشد.

 

 

 

 

۲۶- محمدرضا حیدری: درست ۶۰ ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه،  رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و ۵۰عضویت در هیات مدیره بیش از ۵۰  شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.

 

 

 

 

 

۲۷- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، ۵۶ ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .

 

 

 

 

 

۲۸- جمشید عدالتیان شهریاری:  ۵۵ ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه ۷ کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.

 

 

 

 

۲۹- فرهاد فزونی: تهرانی ۶۳ ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.

 

 

 

 

 

 

۳۰- توفیق مجد پور: تبریزی ۶۰ ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.

… و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.

 

 

 

 

حلقه ارومیه

 

دکتر محمدجواد حق‎شناس مدیرمسوول روزنامه اعتماد ملی در گفتگو با خبرآنلاین در مورد حلقه ارومیه گفت :

 

 

• بر این باور هستم که آقای احمدی‎نژاد در انتخاب همکاران‎شان در دوره‎‎های مختلف کاری، کمال وسواس و ریزه‎کاری را مدنظر قرار داده است.

• در دولت‎‎های نهم و دهم شاهد حضور مجموعه‎ای از افرادی به‎همراه رییس‎جمهور هستیم که در 30 سال گذشته این‎‎ها با هم همراه بوده‎اند. خاستگاه قبل از انقلاب این گروه دانشگاه علم و صنعت است که در آن افرادی مثل ثمره هاشمی و علی احمدی حضور داشته‎اند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این افراد در یک حوزه فکری - فرهنگی و با دیدگاهی که شاید بتوان به آن عنوان «امام زمانی» داد، این همراهی خود را ادامه داده‎اند.

• اولین حضور اجرایی این افراد در استان آذربایجان غربی و کردستان است که اتفاق می‎افتد.

• آقایان شیخ عطار، تابش، مشایی، علی‎آبادی، محصولی، حسین طاهری استاندار وقت آذربایجان غربی و عده‎ای دیگر، یاران جدید این جمع هستند.

• در آن مقطع، محصولی فرمانده سپاه منطقه بود، علی‎آبادی مسئول اداره راه قدس، مشایی هم از نیرو‎های سپاه به‌شمار می‌رفت که فکر کنم آن زمان در سپاه تنکابن بود و بعد به وزارت اطلاعات پیوسته و به حسب علاقه به مسائل قومی و کرد‎ها به منطقه می‎رود و با این حلقه لینک پیدا می‎کند.

• آقای احمدی‎نژاد هم ابتدا بخشدار ماکو بود و بعد فرماندار خوی می‎شود. در همین مقطع، آقای محصولی فرماندار ارومیه است و آقای شیخ عطار، در همان زمان استاندار می‎شود و آقای ثمره هاشمی معاون سیاسی آقای شیخ عطار بوده و آقای تابش هم استاندار می‎شود.

• در دولت دوم آقای هاشمی رفسنجانی، این تیم باز قدرت می‎گیرد. آقای مشایی در این مقطع مدیرکل اجتماعی وزارت کشور می‎شود و با آقای تابش که معاون سیاسی وزارت کشور است به‎صورت مستقیم کار می‎کند و آقای احمدی‎نژاد هم استاندار اردبیل شده و آقای محصولی را در آن‎جا به همکاری دعوت می‎کند و آن حلقه آذربایجان غربی، در حلقه اردبیل متبلور می‎شود.

• در این حلقه جدید افرادی مثل آقای محرابیان وزیر صنایع فعلی، آقای نیکزاد وزیر مسکن فعلی، آقای عباس‎زاده مشکینی مدیرکل سیاسی فعلی وزارت کشور، آقای فتح‎اللهی که الان معاون وزیر امور خارجه است، وارد می‎شوند و ارتباطات عناصر این حلقه محکم‎تر می‎شود.

• این وضع ادامه دارد تا دوم خرداد که باعث حذف این مجموعه از مدار کار‎های اداری می‌شود. در این روند، آقای احمدی‎ نژاد به‎دنبال اخذ مدرک دکترا می‎رود و آقای مشایی به رادیو پیام می‎رود. به‎نظر می‎رسد که از همان زمانی‎که ایشان در وزارت کشور بود و بعد در رادیو پیام، اساسا یک مشی تقریبا ثابتی را در حوزه نظر و عمل داشته است. ایشان حتی قبل از حضور در وزارت کشور از همکاران وزارت اطلاعات بوده‎ که به‎دلیل گرایش به جریان‎‎های خاص مهدویت‎گرا به‎صورت محترمانه از این وزارتخانه کنار گذاشته می‎شود ولی نشان می‎دهد که برای پایبندی به اعتقاداتش حاضر است هزینه بدهد.

• در اواسط دوره دوم دولت آقای خاتمی، شاهد اولین تحرک جدی این گروه برای بازگشت به قدرت هستیم و می‎بینیم که در انتخابات دوره دوم شورا‎ها جریانی به نام آبادگران پا به عرصه می‎گذارد.

• این‎بار حلقه ارومیه و اردبیل در شورای شهر و شهرداری تهران گردهم آمدند و لینک‎‎های جدیدی هم به آن‎‎ها اضافه می‎شوند. از این‎جا به بعد روابط آقای احمدی‎نژاد و آقای مشایی وارد فاز جدیدی می‎شود که روابط امروز ناشی از پیوندی است که از زمان تصدی شهرداری تهران به بعد، بین آقای احمدی‎نژاد و آقای مشایی شکل گرفت.

• باور من این است که روابط جدید وقتی شکل می‎گیرد که آقای احمدی‎ نژاد به توانمندی‎‎های او باورمند می‎شود یا به بیانی دیگر آقای مشایی خود و توانایی‎هایش را به آقای احمدی‎نژاد ثابت می‎کند. من فکر می‎کنم یک شیفتگی متقابل بین این دو به‎وجود می‎آید که مقداری خارج از عرف است.

• امروز نیز اختیارات و جایگاه آقای مشایی بسیار فراتر از ریاست دفتر رییس ‎جمهور است.

• این‎که چرا این اتفاقات می‎افتد و آقای احمدی‎نژاد چرا پشت آقای مشایی این‎قدر محکم ایستاده است، به‎نظرم بر‎می‎گردد به انتخابات ریاست جمهوری دور آینده. به هر حال آقای احمدی‎نژاد فکر می‎کند که اهدافی را که آغاز کرده ناتمام مانده و به‎دنبال آن است که نفر بعدی ریاست‎جمهوری، کسی باشد با دیدگاه‎‎های خودش و از همان حلقه ارومیه، اردبیل و شهرداری و ریاست جمهوری. به‎نظر من آقای احمدی‎نژاد باور کرده است که این مسیر از کانال آقای مشایی می‎گذرد.