حرفه ای بودن در کار

 

حرفه ای بودن ویژگی بسیار اساسی و کلیدی است که غالبا ما نسبت به مفهوم آن ناآشنا و ناآگاهیم . حرفه ای بودن مفهومی کلی است که در تمامی حوزه های زندگی انسان جاری است . از یک زاویه دید می توان یک فرد ، سازمان ، حزب ، کشور ، یا سازمان بین المللی را حرفه ای نامید . با نگاهی دیگر می توان حرفه ای بودن را در حوزه های گوناگونی همچون شغل ، کسب و کار ، اخلاق ، فرهنگ ، سیاست ، اقتصاد ، و امثالهم مشاهده کرد . اگر بخواهیم حرفه ای بودن را در قالبی کوتاه بیان کنیم  باید بگوئیم :

 

حرفه ای بودن عبارتست از داشتن دیدی کامل و نگرشی کل نگرانه به یک کار یا زمینه  کاری که با تسلط و احاطه ای همه جانبه بر موضوع همراه است و صد البته از دغدغه مندی ، تجربه فراوان و کسب دانش و خردمندی لازم و کافی در آن زمینه است .

 

اصول حرفه ای بودن را می توان به اختصار اینگونه برشمرد :

1

- دغدغه مندی : آن کار برای شما ، مساله و دغدغه است ، یعنی شما به هر علت (ماموریت شخصی خود ، نیاز مالی ، دغدغه علمی و ...) با علاقه و خواست خود پا به عرصه آن کار گذاشته اید و آمده اید تا مساله ای را حل کرده و گره ای را بگشایید

 

2- جدیت : آن کار برای شما یک مساله عادی یا فرعی نیست . برای تفریح یا وقت گذرانی هم آن را بر نگزیده اید . رویکرد شما به آن شوخ طبعانه و تفننی نیست بلکه در کار مصمم و جدی هستید و آن را با نظم و وقت گذاری کافی انجان می دهید .

 

3- دانش و خردمندی : بر آن حوزه کاری اشراف فکری دارید . می دانید در این زمینه ، چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست . چقدر همه است ، و کجا و کی اهمیت بیشتر یا کمتری دارد . و در یک کلام خلاقانه به ارتقای وضعیت اندیشیده و راهکارهای آن را ابداع می نمایید .

 

4- تجربه فراوان : در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمینه ، درکی عمیق و ژرف یافته و تمامی مهارتها و توانمندی های مورد نیاز را به دست آورده اید . قادرید خود را با محیط کاری وفق دهید و فرهنگ سازمانی آنجا را درک کرده و در صورت امکان ارتقا دهید.

 

5- لذت بردن : از کار خود لذت می برید . کار را صرفا برای رفع حاجت و گذراندن امور و انفعالی انجام نمی دهید . بلکه آن را با شوق و ذوق بسیار  پی می گیرید.

 

6- احترام گذاری : برای همکاران خود ، مشتریان خود ، کارفرمایان خود و در یک کلام سازمان خود ، نهایت احترام و ادب را قائلید . احترام گذاری به دیگران برای شما واقعا ارزشمند ایت ، به ویژه برای پیش کسوتان ، اساتید و بزرگان ، ارزش و احترام مضاعفی در نظر می گیرید . احترام به شوونات محیط کار و رعایت اصول اخلاقی ، رشد حرفه ای شما را تضمین می کند.

 

7- یادگیری مستمر : دائما در کار خود می آموزید و در هر مرحله ای از کار خود ، سعی می کنید نکته ای را آموخته و دست خالی از این تجربه بر نگردید .

 

۸- پشتکار : هیچگاه ناامیدی بر شما مستولی نمی گردد و به راحتی از میدان به در نمی شوید . به کار خود دلگرمی دارید و از شکست نمی هراسید و همواره بحران های سازمانی را با درایت پشت سر می گذارید .

 

9- دلسوزی و تعهد : کارهای خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام می دهید . به کار خود و سازمانتان تعلق خاطر دارید و کار را از آن خود می دانید و بی تفاوت به آن نیستید .

 

10- بهره وری : بازده کار شما بالاست . اثر بخشی و کارآیی زیادی دارید . از سرعت و دقت کافی برخوردارید و در کارهایتان خلاقیت و نو آوری به خرج می دهید . با هزینه کمتر ، ارزش افزوده بیشتری برای خود یا سازمانتان ایجاد می کنید . کار شما کیفیت دارد و باعث رضایت سازمان و مشتریان می گردد .

 

از همین امروز بکوشید تا در زندگی خود حرفه ای باشید و با مسایل کاری خود حرفه ای برخوردار نمایید تا برای خود و جامعه تان ثمر بخش باشید و نقش جدی تر و اثر گذاری ایفا نمایید . زندگی و کار در یک محیط حرفه ای واقعا لذت بخش است .

وزارت صنایع و صنایع کوچک

این مطلب از ماهنامه صنعت و توسعه می باشد

پس از ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44، وزارتخانه هايي كه بخش قابل توجهي از سهامشان مشمول واگذار به بورس ، سهام عدالت و بخش خصوصي مي شد، موظف شدند تا به سرعت اساسنامه شركت هاي خود را تهيه و به شوراي عالي واگذاري در سازمان خصوص سازي ارائه كنند. درICT بيشترين دارايي را بر اساس واگذاري به بخش خصوصي در اختيار دارند. با تصميماتي كه در روش هاي واگذار اتخاذ شد، مقرر گرديد بخشي از سهام شركت هاي بزرگ چون فولاد مباركه و ذوب آهن اصفهان به صورت بلوك به بورس عرضه شود. چه اينكه مهمترن دغدغه دولت و بدنه اجرايي اين شركت ها در روش هاي واگذاري ، حفظ بهره وري موجود و افزايش كارايي آنهاست .
از آنجا كه سهام اين شركت ها هنگام واگذاري خرد شده و گاه به قطعات نامساوي تبديل و از بدنه دولت جدا مي شود، همچنان اين ترديد وجود دارد كه در صورت اجراي اين شيوه از خصوصي سازي ، بنگاه واگذار شده آسيبي خواهد ديد؟ اين سوالي است كه هنوز در مرحله كارشناسي قرار دارد. مصداق اين مدعا نامشخص بودن نحوه واگذاري به صورت بلوك يا فرد به بازار است . اگر چه شوراي عالي واگذاري پيشنهاد وزارتخانه ها را به معني واگذاري سهام واحدهاي بزرگ به صورت بلو ك به بورس پذيرفته است. از اين رو بسياري از وزارتخانه هاي مشمول اصل 44، كار آماده سازي سهام براي واگذاري به بورس در مراحل خردتر قرار دارد.
وزارت صنايع و معادن نيز از اين قاعده مستثني نيست . در راستاي ابلاغ سياست هاي كلي اصل 44 اين وزارتخانه موظف شد تا 5 شركت بزرگ خود را چون فولاد مباركه اصفهان ، فولاد خوزستان ، ذوب آهن اصفهان ، شركت ملي صنايع مس ايران و شركت آلومنيوم ايران(ايرالكو ) براي واگذاري به بورس آماده كند. اين واگذاري ها بايد مطابق بند «ج» سياست هاي اصل 44 صورت گيردو بخشي از اين سهام نيز مشمول سهام عدالت شود . بر اساس ابلاغيه مقام معظم رهبري 20درصد از سهام اين شركت‌ها در اختيار دولت باقي خواهد ماند ، 40درصد از سهام مشمول سهام عدالت شده و 40درصد از اين سهام نيز از طريق بورس به بخش خصوصي واگذار خواهد شد.
جز به جز تا واگذاري
ايرج اكبريه مشاور وزير صنايع و معادن در امور خصوصي‌سازي در رابطه با جزئيات واگذاري سهام شركت‌هاي مشمول واگذار در اين وزارتخانه مي‌گويد: "فولاد مباركه اصفهان و فولاد خوزستان دو شركت بزرگي هستند كه بخشي از واگذاري آنها در سال گذشته انجام شده و مطابق برنامه قرار است روند واگذاري اين دو شركت در سال جاري به صورت كامل انجام شود."
در پايان دولت سيد محمد خاتمي و پس از آنكه دولت هشتم در اواخر دوره موتور واگذاري به بخش خصوصي را روشن ساخت 10درصد از سهام شركت فولاد مباركه و فولاد خوزستان بابت پرداخت واگذار شد. ديوندولت به سازمان تامين اجتماعي و صندوق بازنشستگي كشوري واگذارشد. به طوري كه عملا سهم دولت از اين دو شركت به 90درصد رسيد. به همين دليل به ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 واگذاري سهام اين دو شركت از سهم درصد ي امكان پذير شد.
در فولاد مباركه اصفهان، 36درصد از سهام اين شركت ها مشمول سهام عدالت شد و در سال گذشته به صورت كامل واگذار گرديد.20درصد از سهم در تملك اين دو واحد آماده واگذاري به صورت بلوك در بورس شده است.
ايرج اكبريه در اين رابطه مي‌گويد " دو شركت فولاد مباركه و فولاد خوزستان به اين دليل كه هر كدام داراي صندوق بازنشستگي خاص هستند ، مجموعا 90هزار مستمري بگير را تحت پوشش خود قرار داده اند . دولت در فرايند جديد مجبور است  منابع مالي اين صندوق را به بخش خصوصي واگذار كنيم. مستمري بگيران و بازنشستگان بلا تكليف خواهند شد. به همين دليل تصميم گرفته شد تا بخشي از سهام به اين دو شركت ذخيره نگه داريم. ارزش 25درصد فولاد مباركه اصفهان مشمول سهام عدالت شده پس از تضعيف370 ميليارد تومان قيمت گذاري شده است. در واقع قيمت اصلي اين ميزان سهم740 ميليارد تومان بوده که 50درصد آن مشمول تخفيف شد. دومين شرکت مشمول صدر اصل 44 شرکت ملي صنايع مس ايران است از سهام اين شرکت 20درصد سهام عدالت با قيمت تخفيف داده شده معادل 214 ميليارد تومان به کارگزاران سهام عدالت واگذار شد.
ايرج اکبريه معتقد است با احتساب 5 درصد از سهام فولاد مبارکه و شرکت ملي صنايع مس ايران که از طريق بورس به مردم واگذار شد، تکليف سه شرکت فولاد مبارکه، خوزستان و صنايع مس ايران مشخص شده است او در اين رابطه توضيح مي دهد. در سال جاري بازار كشش قابل ملاحظه اي دارد. به طوري که قصد داريم 7درصد از سهام شرکت ملي مس را از طريق بورس به بخش خصوصي واگذار کنيم.
از آنجا که واگذاري سهام به صورت فرد از طريق بورس اوراق بهادار تهران تجربه شده و وزارت صنايع و معادن و ساير وزارتخانه هايي که شرکت هاي بزرگي آماده واگذاري دارند، بر آن شده اند که  پيشنهاد واگذاري سهام به بصورت بلوک را به دولت ارائه کنند. چه به اعتقاد آنان واگذاري به شيوه خود علاوه بر آنکه موجب نگراني مديران اين شرکت از سرنوشت مديريتي خود خواهدشد ، بلکه بازار فعلي سهام کشور به دليل کم بودن تعداد سهامداران کشش ندارد و خريدار اين چنين سهامي در بازار وجود ندارد . جرقه واگذاري سهام اين شرکت ها به صورت بلوک به ذهن مسئولان هر وزارتخانه که رسيد، اقدام قابل تاملي است، چه اينکه آنها قصد دارندبا توسل به قانون اجازه فعاليت شرکت هاي خارجي در

بازار سرمايه ايران چنين ريسکي را بپذيرد. به گفته آنان اين شرکت ها قابلت واگذاري به خارجي ها را دارد. اما واگذاري به شيوه بلوک بايد به تاييد هيئت وزيران برسد. تا رسيدن به اين مرحله لازم است از مراحل کارشناسي عبور کند.
بر اساس اطلاعات موجود روش واگذاري به شيوه بلوک از طريق مزايده خواهد بود. وزارت صنايع و معادن براي سهام قابل واگذاري خود پيشنهاد کرده تا از بررسي متقاضيان به خريد بلوک وضعيت َآنها را مورد بررسي فني و مالي قرار بگيردو به دنبال آن مزايده صورت بگيرد. گرچه اين شيوه در لايحه دولت هم پيشنهاد شده اما تا تصويب در صحن مجلس فاصله زيادي دارد.
مشترک ديگري که وزارت صنايع و معادن بايد بر اساس فرمان اصل 44 واگذار کند، شرکت آلومنيوم ايران(ايرالکو) است. بر اساس برنامه ريزي هاي انجام شده است قرار است 15درصد سهام اين شرکت در خردادماه سال جاري به بورس واگذار شود 300درصد از سهام اين شرکت مشمول طرح سهام عدالت خواهد شد و بقيه سهام قابل واگذاري مشابه روش که براي فولاد  مبارکه و فولاد خوزستان به صورت بلوک پيشنهاد شده، قابل واگذاري است.
وزارت صنايع و معادن در خصوص ذوب آهن اصفهان نيز برنامه دارد تا 30درصد سهام اين شرکت را از طريق سهام عدالت واگذار بکند . 20درصد سهم دولت باقي بماند بقيه سهام قابل واگذاري از طريق بلوک واگذار خواهد شد. اما نکته قابل توجه در رابطه با وضعيت واگذاري ذوب آهن اصفهان ، دردست اجرا داشتن دو پروژه توسعه اي در اين شرکت است . به گفته مسئولان .وزارت صنايع و معادن ذوب آهن اصفهان در سال 84 زيان داده به همين علت با اجراي دو طرح توسعه‌اي واگذاري سهام اين شرکت از سال 87 عملا امکان پذير خواهد شد. زيرا سودآوري اين شرکت هم از همين سال بايد به ثمر رسيدن پروژه هاي توسعه اي پيش بيني شده است.
ايرج اکبريه مشاور وزير صنايع و معادن در اين رابطه مي گويد: واگذاري سهام ذوب آهن اصفهان بايد در شرايطي صورت بگيردکه بازار کشش چنين سهامي راداشته باشد. زيرا در واگذاري بايد دو طرف پذيراي اين سهم باشند. يعني هم فروشنده و هم خريدار . در غير اين صورت با پول محدودي که اکنون در بورسمي چرخد نمي توان اين ميزان سهم را فروخت.
سازمان گسترش در مسير واگذاري
براساس گزارش هاي موجود خصوصي سازي درگير سازمان بزرگ زير مجموعه وزارت صنايع و معادن يعني سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران هم در جريان است. به جز 5 شرکت که براي واگذاري از سوي سازمان توسعه ونوسازي معان وصنايع ايران يعني ديگر شرکت ها زير مجموعه وزارت صنايع ومعادن نيز روند خصوصي سازي به گونه اي است که در حال حاضر شرکت ها آماده واگذاري شده اند.
و اين 6 شرکت مراحل خود را براي ورود به بورس از طريق مزايده يا ساير روش ها پشت سر گذاشته و مي گذارند. در سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران 60درصد سهام شرکت ها توليد تجهيزات سنگين(هپکو) معادل 201 ميليون و 296 عزار سهم ،100 درصد سهام شرکت صنايع ماشين هاي الکترونيکي جوين ، 65درصد سهام شيشه سازي مينا، 10درصد از سهام شرکت ريسندگي اصفهان 61درصد سهام شرکت روکش چوبي ايران و 6درصد سهام شرکت سيمان کارون آماده واگذاري به بورس هستند.
به گفته مسئولان وزارت صنايع و معادن برنامه آتي اين وزارتخانه حضور در بخش هايي است که بخش خصوصي علاقه اي براي سرمايه گذاري در آنها را ندارد. به طوري که از فروش همين ميزان از سهام بواگذار شده ، طرح هاي توسعه‌اي در دست اجراست. از سوي ديگر با توجه به اينکه نگراني براي واگذاري سهام اي شرکت ها به صورت خرد وجود دارند، به نظر مي رسد روند واگذاري علي رغم اعلام رسمي شتاب کمتري صورت بگيرد چه آنکه به گفته مسئولان اين وزارتخانه نه هنوز شرايط براي واگذاري اين ميزان سهام آماده نيست. آنها مترصد فروش سهام شرکت ها سهام شرکت ها ي خود به قيمت منطقي هستند که سود قابل ملاحظه اي نيز از اين مسيردريافت کنند. آنها معتقدند اگر بيش از اين ميزان سهام عرضه شود نگراني براي کاهش قيمت وجود دارد.
نمونه بارز اين نگراني فروش 5درصد از سهام فولاد مبارکه بود که پس از اعلام در بورس تنها 4درصد آن به فروش رفت. يعني رقمي که براي اين 5درصد درنظر گرفته شده بود ، بازار کشش خريد اين حجم رانداشت، و اين سهام با تخفيف 130 ميليارد تومان به فروش رفت.
بدون فرمان اصل 44
ايرج اکبريه مشاور وزير صنايع و معادن در امر خصوثي سارزي در اين رابطه مي گويد: وزارت صنايع ومعادن40 شرکت ديگر زيرمجموعه خود را که مشمول اصل 44 نيستند آماده واگذاري به بخش خصوصي کرده است که از اين ميزان 6 شرکت سيماني سال گذشته به صورت کامل واگذار شد.، 3 پروژه سيماني که 49درصد از سهام آن در اختيار دولت قرار داشت واگذار شد و 2 پروژه سيمان ديگر هم ظرف 4 ماه آينده واگذار مي شود.
دولت سهم خود خود را در دوکارخانه بزرگ سنگ آهن چادرملو و گل گهر به صورت کامل واگذار کرده و بخشي از سهام اين دو شرکت را نيز به عنوان سهام عدالت به کارگزاران اين سهام واگذار کرده است.
به گفته اکبريه از شرکت سنگ آهن گل گهر 22درصد به سهام عدالت پرداخت شد واز چادرملو نيز 10درصد واگذارشد.

متن کامل سخنرانی دبیرکل حزب مشارکت

بسم الله الرحمن الرحیم


ولتکن منکم امت یدعون الی الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون


سلام وصلوات خداوند بر پیامبر نور و رحمت، بر خاندان گرامی و یاران پاک او و درود ما بر مصلحان بزرگ به ویژه امام عزیز راحل و بر شهیدان گرانقدری باد که افتخار امروز ما قدم نهادن در راهی است که آن‌ها گشودند و با مشعل جان خود راه هدایت را بر ما نمایاندند.

آغاز بکار دهمين کنگره جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی را در طلیعه دهمین سال فعالیت این حزب با حضور ، شخصیت‌های والای سیاسی و اجتماعی، استادان مبرز دانشگاه و حوزه، صاحب‌نظران و فعالان ارجمند عرصه فرهنگ و هنر و اقتصاد، نمایندگان محترم احزاب و گروه‌های مدنی و صنفی، شخصیت‌های فعال جامعه زنان و اعضای جبهه مشارکت از سراسر کشور به فال نیک گرفته و آن را مقدمه‌ای برای تلاش گسترده‌تر و پرحاصل‌تر در اهتمام به تحزب در کشور می‌دانیم. این حضور پرمیمنت را گرامی داشته و صمیمانه سپاسگزار عنایت همه بزرگواران هستیم.

گویا تقدیر سیاسی بر آن است که سالی بر ما نگذرد و کنگره‌ای برگزار نشود مگر اینکه یکی از عزیزترین وفعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشد، امسال نیز به رسم این سنت معهود برخود لازم می‌دانم یاد روحانی اندیشمند و پرتلاش حجت‌الاسلام و المسلمین جناب آقای هادی قابل عضو شورای مرکزی حزب را که گرفتار ستم انتقام‌گیری‌های جناحی و سیاسی شده است گرامی بدارم. براستی جای خالی او در این نشست و در عرصه سیاسی کشور برای همه ما مشهود است. از خداوند بزرگ می‌خواهم که همو و هم سایر زندانیان بی‌گناه ما از دانشجویان عزیز، فعالان سیاسی و تلاشگران عرصه مدنی و اعضای گروه‌های صنفی را هر چه زودتر به آغوش جامعه و خانواده‌های خود بازگرداند.

ده سال فعالیت مستمر و فراگیر حزب در شرایط پرفراز و نشیب سیاسی ایران، از زمانی که اکثریت پارلمان را در اختیار داشت تا امروز که در اوج حاکمیت اندیشه حزب سوز قرار داریم و حزب از داشتن رسانه و تریبون ارتباط با افکار جمعی محروم است و حتی برای برگزاری کنگره سالانه خود تحت بیشترین فشارهای اطلاعاتی و امنیتی است و همه راه‌های تأمین منابع مالی آن مسدود می‌شود، امید به رویش و رشد نهادهای مدنی و سازمان‌‌یابی فرزندان انقلاب اسلامی و اصلاح‌طلبان مسلمان را در کشور عینیت می‌بخشد.

برغم خواست و تلاش عامه‌گرایان پوپولیست و ضدیت آن‌ها با تحزب و تشکل، به برکت 8 سال حاکمیت نسبی اصلاحات در این مرز و بوم جامعه مدنی آنچنان زمینه و عمقی یافته است که قادر است در برابر این تند بادهای شدید اما موسمی و گذرا مقاومت کند. بهر حال بیش از صد سال تجربه مستمر ملت ایران در جستجوی آزادی، استقلال و پیشرفت به وضوح نشان می‌دهد که برای نیل به این هدف راهی نزدیک‌تر و کم هزینه‌تر از اعمال حق حاکمیت مردم و پیشبرد دموکراسی در همه شؤون زندگی فردی و اجتماعی وجود ندارد و طی این مسیر نیز جز با تقویت جامعه مدنی و قوام و دوام احزاب میسر نیست. صلاح دین و ملک و ملت به واقع در همت گذاشتن همه نخبگان کشور و آحاد مردم و حتی صاحبان قدرت بر رشد و توسعه احزاب سیاسی است.

ما مفتخر هستیم به عنوان مولود دوم خرداد اینک پاسدار حریم اصلاح‌طلبی، آزاد اندیشی، مردم‌سالاری، قانون‌گرایی و دفاع از اصول انقلاب اسلامی هستیم. انقلابی که سی سال پیش در چنین ایامی با تکیه بر دو خواست پر جاذبه استقلال و آزادی مطرح کننده خواسته سوم و نوید بخش تأسیس نوع جدیدی از حمکرانی بود که اساس آن عدل، اخلاق، مدارا، انصاف، مروت، آزادگی، توسعه و پیشرفت بود.

«جمهوری اسلامی» در اندیشه امام، حاکمیت اسلامی بود که جز با رأی آزاد مردم امکان تحقق و اعتبار نداشت، اسلامی که پرده‌های جهل و جور و تحجر را پاره کرد و مطابق با نیازها و ضرورت های زمانی و مکانی در هر نسل و هر سرزمینی پاسخ مناسب به این خواسته‌ها می داد، اسلامی که به برکت تلاش روشنفکران آزاد اندیش و روحانیان روشن ضمیر، مبشر اخلاق محمدی، عدالت علوی، نقش آفرینی فاطمی و حریت حسینی بود و انتظار آخر الزمانی خود را در تلاش برای صلح و پیشگامی در رعایت حقوق انسان می‌دید. پس از قریب سی سال از آن انقلاب پر امید و آرمان‌های والا متأسفانه نباید، نگرانی عمیق خود را از قلب مفاهیم مقدس آن انقلاب پنهان داریم و نگوییم که شاهد فروکاستن «عدالت» این نیاز همیشگی و اولیه همه انسان‌ها به مصادیقی بسیار جزیی و گاه طنز آمیز و «آزادی » به ابزاری برای تأمین مصارف تبلیغات خارجی شده‌ایم، که اگر این جفاها در حق آن آرمان‌ها و مفاهیم را خوب بازشکافی کنیم چیزی جز ظلم در حق دین و ملیت و انقلاب نیست.

اکنون جریان سیاسی خاص و یکپارچه‌ای بر مقدرات کشورحاکم است، دو سال و نیم حاکمیت این نگرش بر قوه مجریه که برخوردار از پشتیبانی تمام عیار سایر قوا نیز هست، رویکردهای اساسی و روندهای حرکت سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی و فرهنگی را به وضوح تغییر داده است. موقعيت و جايگاه‌ کشور و بسیاری از فرصت‌ها و دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی، با غلبه رادیکالیسم،جزم اندیشی، توهم، خودمداری و تنگ شدن دایره آزادی‌های مشروع و قانونی دچار تزلزل شده است. در عین حال این مدت فرصت مغتنمی برای سنجش دو اندیشه متضاد ولی همسوئي است که هر دو حاکمیت یکپارچه و اقتدارگرا را آرزو می کردند. اندیشه‌ای که به دنبال آنچه آن را حاکمیت انقلابیون ناب پنجاه و هفتی می نامید از لزوم تصفیه همه جانبه و گسترده نظام سیاسی و اجرایی از همه نیروهایی که به زعم آن‌ها غیر خودی بودند دم می‌زد، و اندیشه‌ای دیگر که انقلاب اسلامی را در بن بست می‌خواست و برای بربام انداختن طشت آن تنها راهکار را حاکمیت متحجر‌ترین، رادیکال‌ترین و آزادی ستیز‌ترین بخش‌ها از نیروهای سیاسی موجود در جامعه ایران می‌دانست.

متأسفانه آنچه در این مدت ما شاهد آن بوده‌ایم، تحقق بخش‌هایی از این آرزوهاست. ما امروز در شرایطی هستیم كه از نظر یکدستی جريان حاكم بر تمامي امور كشور در تاریخ انقلاب اسلامی بی‌نظیر است، به نحوی که حتی افراد و گروه‌های همسو و خودی های جریان غالب نیز درجه‌بندی شده‌اند و میزان نزدیکی آن‌ها به قدرت بر اساس میزان حل آن‌ها در این کانون انحصار تنظیم شده است.

آنچه امروز کشور ما با آن روبرواست، با کمال تأسف زوال جامعه اخلاقی، رواج دروغ و ظاهر سازی و بی‌انصافی، اضمحلال سرمایه‌های اجتماعی، تخریب بنیان‌های اقتصادی، انزوای ایران در جامعه جهانی با شکل‌گیری تصویری ماجرا جو از آن و به طور خلاصه چشم اندازی نگران کننده و به دور از شاخص‌های امید به آینده است.

اگر فکری برای این بحران‌ها نشود شاهد سوختن خشک و تر، اصلاح‌طلب و محافظه‌کار، راست و چپ، اسلام گرا و ملي گرا، مذهبی و سکولار و نخبه و عامه خواهیم بود. روند اوضاع کنونی کشور به وضوح نشان می دهد که روش‌های سیاسی غیردموکراتیک فارغ از اینکه از چه اندیشه‌ای پیروی ‌کند و به چه جناحی وابسته باشد‌، گره‌ای از مشکلات روز افزون جامعه باز نمی‌کند و تنها قفلي بر قفل ها اضافه می‌كند. مشی غیردموکراتیک نمی تواند توسعه اقتصادی و اجتماعی در برداشته باشد حتی اگر نفت به عنوان منبع اصلی ثروت به قیمت اعجاب آور بیش از 80 یا 90 دلار برسد؛ عدالت اجتماعی و اقتصادی در پرتو بینش‌ها و منش‌های غیردموکراتیک حاصل نمی‌شود حتی اگر سطوح مختلف سیاسی و اجرایی را از هر نیروی دگر اندیش پاکسازی کند و به ضرب تبلیغات پرسر و صدا و هماهنگی همه نیروهای عمل کننده بخواهد وضعیت ملی و بین‌المللی کشور را چون بهشت برین ترسیم کند. حاکمیت غیر دموکراتیک اساساً نمی تواند انسجام و نظم درونی خود را برقرار کند حتی اگر چند روز یکبار با دستوری مدیری عزل شود و وزیری کنار گذاشته شود و تصمیمات به ظاهر انقلابی یک شبه گرفته شود، یا امنیت اجتماعی و سیاسی با اعمال قدرت‌های امنیتی و پلیسی و با ضرب و زور پیگیری شود.

باید پذیرفت که حاکمیت غیردموکراتیک نمی تواند صلح و امنیت بین‌المللی کشور را تأمین کند حتی اگر به مدرن‌ترین امکانات دفاع از کشورهم مجهز شود و برای جذب دوست در سطح جهان از برخی ابعاد منافع ملی کشور نیز چشم‌پوشی کند.
از دل رادیکالیسم و تنگ نظری در عرصه بین‌الملل به جای ابتکار عمل انفعال بوجود می‌آید و به جای استفاده از فرصت‌های جدید‌ بین‌المللی، فرصت سوزی شکل می گیرد و «کمونیسم» که به تعبیر امام راحل به موزه‌های تاریخ سپرده شده بود، محور جدیدی از توجهات جدید بین‌المللی کشور ما می‌شود و معدود دولتهاي كمونيستي براي انعقاد عقد اخوت محوریت می‌یابند.
دفاع از حق و عدالت در جهان وجهی از وجوه دینی و ملی ماست اما متأسفانه سیر به قهقرا و تنزل منزلت بین‌المللی کشور وجهی از واقعیت سیاسی امروز ما شده است.

نگاهی به دستاورد‌های دولت نهم و مجلس هفتم كه مظاهر ملموس این نحوه تفکر است بخوبی نشان می‌دهد که نه آن‌ها که به هر قیمتی حاکمیت یگانه غیر دموکراتیک را بر کشور تحمیل می کنند و نه آنها که به بهانه های مختلف خانه‌نشینی و انزاوا را به امید تحول پس از ناکامی بزرگ و خیزش‌های اجتماعی اختیار می کنند، گامی در جهت منافع و مصالح ملی بر نمی‌دارند و حاصل کار این دو گونه تلاش متضاد عقب‌گرد کشور در همه عرصه‌ها خواهد بود، عقب گردی که جبران آن به آسانی و از عهده هیچ نیروی دیگر بر نخواهد آمد.

مروری بر عملکرد حاکمیت افراطي ترین و رادیکال‌ترین بخش جناح اقتدار گرا بر مقدرات کشور نشان دهنده این مدعاست.
آنچه امروز در ورای تبلیغات گسترده و پردامنه‌ای که با تسلط بر تمامی رسانه‌های رسمی و غیررسمی بر موفقیت‌های بی‌نظیر دولت در همه زمینه‌ها اصرار دارد مردم ما در عالم واقع می‌بینند، گرانی‌ فزاينده، تورم مهار ناشدني، رشد اقتصادی کاهش یابنده، تهی شدن سفره‌ها و از دست رفتن امید به آینده است.

جامعه ما از یاد نمی‌برد که دولت اصلاحات به رغم آنکه ادعای ویژه‌ اقتصادی نداشت، توانست در این وادی موفق‌ترین گام‌های خویش را بر دارد و در سایه سیاست‌ها وجهت‌گیری‌های مبنایی و درست تحولی در حوزه معیشت عمومی به وجود آورد و به رغم همه انتقادها و مقابله‌ها امید به بهبود شاخص‌های اقتصادی و امید به آینده را افزایش داد. مردم ما در آن دوران این امید را داشتند که حداقل با کنترل نقدینگی، مهار تورم، رشد اقتصادی و تسهیلات ارائه شده، امکانی برای این‌که صاحب مسکن شوند، شغلی برای جوانشان ايجاد شود، و زندگی آبرومندانه‌ای داشته باشند به وجود آید. طبق سند چشم‌ انداز 20 ساله کشورمان می توانست به یکی از قطب‌های مهم اقتصادی منطقه تبدیل شود، به شرط آنکه برنامه‌های توسعه و اراده ملت، محور و بنای چرخش امور باشد، نه اقدام‌های مقطعی غیرکارشناسانه و تبلیغات فردی.

امروز مردم ما در برابر خود سرابی می بینند که نه در آن مسکن، نه فرصت و امنیت شغلی و نه توشه اي متناسب با رشد تورم وجود دارد و چه بسا در سایه این گسترش فقر، ایمان خود را هم ببازند.

آمارهای اقتصادی منتشر شده بخوبی این اضمحلال را نشان می دهد. علیرغم هزینه و تزریق حدود 120 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در دو سال 1384 و 1385 به اقتصاد کشور و بهره‌مندی از سرمایه‌گذاری‌های پیشین، نرخ رشد اقتصادی کشور در این دو سال ارقام 5.4 و 5.3 درصد گزارش شده است که در مقایسه با نرخ رشد متوسط اقتصادی سالانه حاصل از اجرای برنامه سوم یعنی 5.55 درصد، کاهش نشان می‌دهد و این در حالیست که درآمد حاصل از فروش نفت و گاز در تمام مدت 5 سال برنامه سوم معادل 120 میلیارد دلار بوده است.

شاخص نسبت سرمایه‌گذاری به تولید در سال های 1384 و 1385 تفاوت معناداری با سال‌های اجرای برنامه سوم نشان نمی دهد و به عبارتی روشن با وجود بهره‌مندی کشور از این درآمد افسانه‌ای و هزینه آن، اقتصاد ایران همچنان از معضل کمبود سرمایه‌گذاری در پاسخگویی به نیاز اشتغال و انباشت سه میلیون نفر بیکار و افزایش فقر رنج می‌برد. افزایش نقدینگی صد درصدی ظرف 2 سال در حالیکه جناح حاکم با تکیه بر سیاست تثبیت قیمت‌ها از هنگام در اختیار گرفتن مجلس هفتم مدعی کنترل و مهار نرخ تورم شده است، نرخ تورم را از 15.2 درصد در سال 1383 پس از یک دوره کوتاه سیر نزولی مجدداً در سال 1386 با افزایش مواجه کرده و تا پایان شهریور ماه طبق گزارش بانک مرکزی به 15.8 درصد رسیده است و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال حداقل به 20 درصد برسد. هزینه مسکن که در سبد هزینه‌ خانوارهای ایرانی بیشترین سهم را دارد در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزایش داشته بگونه‌ای که خانه‌دار شدن برای زوج‌های جوان به آرزویی دست نیافتنی بدل شده است.

در کنار این سوء سیاست‌های اقتصادی باید بحران مدیریت را نیز افزود. حذف تقریباً همه مدیران با تجربه و کار آزموده و یا به کار گرفتن کسانی که اصولاً با بینش‌ها و سیاست‌های رسمی همخوانی ندارند اما بهر دلیل بدون کوچک‌ترين باور و اعتقادی به سلامت و صحت این سیاست‌ها حاضر به همکاری شده‌اند وضعیت استثنایی و اسفناکی را در کشور رقم زده است. نتیجه این سیاست نه تنها تغییر پی در پی و گسترده مدیران ارشد کشور، بلکه اعمال آن در سطوح میانی و پایین و حتی سطوح کارشناسی و شکل گیری مدیریت‌های بسته و باندی در گلوگاه‌های سیاسی، اقتصادی و علمی کشور و غلبه مدیریت‌های نظامی و شبه نظامی در سطوح مختلف مدیریت سیاسی و اقتصادی و صنعتی شده و طبیعی است در سایه چنین مدیریتی، رابطه بین مدیران و جامعه مدنی، رابطه‌ای آمرانه، اطلاعاتی و امنیتی ‌خواهد بود.

در عرصه اجتماعی و فرهنگی هم وضعیتی مشابه حاکم است. امروز دانشگاه‌های ما برغم فشارهای بسیار شدید بر تشکل های غیرحکومتی علمی، صنفی، سیاسی و دانشجویی و یکپارچه شدن مدیریت و ایجاد و گسترش تشکل های دولت ساخته و شبه نظامی شاهد بروز تنش‌هایی است که هم مخرب محیط علم آموزی است و هم بهترین و کارآمدترین جوانان کشور را در معرض خطر و آسیب قرار می‌دهد.

نادیده گرفتن استقلال دانشگاه‌ها و حذف نقش اعضای هیأت‌های علمی، غیر تخصصی و غیر علمی شدن مدیریت بزرگ‌ترین دانشگاه‌های کشور، امنیتی کردن جو دانشگاه‌ها و استفاده از حربه تهدید، اخراج، زندان، تعلیق، ستاره‌دار کردن وامثال آن همه نشانه‌ این است که حاکمیت یکپارچه علی‌رغم تبلیغات و شعارهای زیبا، نهاد دانشگاه را تنها به صورتی می‌پذیرد که ابزار و آلت بی اراده مقاصد سیاسی قدرت باشد. و طبیعی است که این وضعیت قابل دوام نخواهد بود و همانگونه که شاهد بوده‌ایم علاوه بر افت علمی، تنش‌ها و بحران‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت.

تصفیه استادان برجسته‌ای که دانش و فضل آن‌ها بر هر جوینده علمی آشکار است آنچنان بی پروا و با بهانه‌های اندک صورت می‌گیرد که تردیدی در تصمیم عاملان این گونه اقدام‌ها در منحصر کردن علم و دانش به پیشبرد خواسته‌های آنان باقی نمی‌گذارد.
تداوم این روند در اجتماع به خصوص فشار بر جامعه مدنی وضعیت مشابهی را در جامعه شکل داده است.

علی‌رغم شعارها و وعده های فراوان و برخورداری دولت نهم از امکان همسویی رسانه ملی و انبوه رسانه‌های همراه دیگر، گروه‌های ذی‌نفوذ و گروه‌های فشار و متهم ساختن پیاپی دولت‌های پیشین، امروز جامعه ما با بحران‌های فرهنگی و اجتماعی فراوان روبه روست و سیر روزافزون اعتیاد، قتل و جنایت، فحشا و فساد و حتی فسادهای اداری و دولتی و سوء استفاده‌های اقتصادی و مالی با شدت و حدت ادامه دارد و حتی اقدامات کور تروریستی پس از سال‌های طولانی توقف مجدداً امکان ظهور و بروز یافته‌اند. متأسفانه به جای ریشه‌یابی و تلاش برای حل بنیادی این مسایل فشار بر فعالان اجتماعی و نهادهای مدنی،که می‌توانند در مسیر کاهش این گونه مسائل مؤثر باشند، رو به افزایش است.

بهانه انقلاب مخملین و بر اندازی نرم کافی است تا بدون هیچ دلیل قابل قبول و محکمه پسند، چهره‌های فعال و در عین حال منتقد سیاست‌های جاری هدف اتهام و افترا و بازداشت قرار گیرند، هر چند آن‌ها که سرنخ های اصلی و خارجی معرفی می‌شوند، با قرار گرفتن در شبکه‌ای از تبلیغات سیاسی آزاد می‌شوند و پس از آن فعالان ‌این آب و خاک اعم از مرد و زن در معرض شدید‌ترین فشارها قرار می‌گیرند.

طبعا این سیاست در راستای تشکل ستیزی تفکرات حاکم قابل فهم‌تر است. آن‌ها که نهادهای مدنی را دشمن خود می پندارند، آگاهی سازمان یافته و پایدار مردم را آغازی بر بی اعتباری برنامه‌های پوپولیستی خود می دانند و در این راه برای آن‌ها تفاوتی نمی کند که با يك حزب سیاسی، یک نهاد صنفی، یک حرکت مدنی و یا یک تلاش جنسیتی برخورد کنند. آنچه نتیجه این سیاست‌هاست همان شکست وحدت ملی و انسجام ایرانیان است که بخصوص در عرصه‌های مذهبی، قومیتی، زنان و جوانان و نهادهای مدنی نشانه‌های آن آشکارا قابل مشاهده است.

طبیعی است در چنین شرائطي اعمال عدالت در همه زمینه‌ها، رعایت حقوق بشر و حقوق اساسی انسان‌ها و حقوق قانونی شهروندان مصرح در قانون اساسی با موانع اساسی رو به رو می‌شود. اگر چه رئیس دولت در داخل به گونه‌ای غیر قابل باور دموکراسی را به سخره می گیرد، در خارج از کشور بزرگ‌ترین مدافع دموکراسی برای ملت آمریکا می‌شود، اما جای خالی عدالت و انصاف همچنان بر سر همه سفره‌ها باقی می‌ماند. در حالیکه آزاد اندیشان داخلی بی‌سابقه‌ترین فشارها را تحمل می کنند و حتی بدون هیچ دلیل قانونی از رفتن آن‌ها به خارج از کشور جلوگیری می‌شود رئیس جمهور مبشر آزاد اندیشی برای همه ملت‌های در بند استعمار و استحمار بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکا می‌شود.

جریان سیاسی که بزرگ‌ترین عیب دوره اصلاحات را اولویت مسائل سیاسی و منازعات پیرامون آن می دانست ‌خود در سه سال گذشته بیشترین شعارهای سیاسی تشنج‌زا را در عرصه داخلی و خارجی سر داده است و بیشترین فعالیت‌ خود را معطوف کنترل و محدود كردن فعالین سیاسی داخلی کرده و سانسور گسترده و همه جانبه‌ای را در عرصه اطلاع‌رسانی، مطبوعات، کتاب، فیلم و موسیقی حاکم کرده است. به حق باید اعتراف کرد اگر در تحقق شعارهای اقتصادی خود توفیق ناچیزی داشته است در این زمینه ها به بیشترین اهداف خود رسیده است و جای تأسف است که پشت کردن بی سر و صدا به همه شعارهای اقتصادی پرطمطراق و رأی آور زمان انتخابات ریاست جمهوری مانند تثبیت قیمت‌ها، مهارگرانی، مبارزه با مفاسد اقتصادی، برخورد با گردن کلفت‌ها، امروز خود را در قالب ادعاهای جدید و شعارهای پیاپی برای نجات جهان پنهان می‌کند.

موقعیت و جایگاه ایران در عرصه بین‌المللی نیز عیان‌تر از آن است که نیازی به ایضاح داشته باشد. اگر مبنای روابط خارجی هر کشور استفاده بهنگام از فرصت‌ها و امکانات جهانی برای توسعه و پیشرفت و حفظ منافع ملی باشد چه کسی می‌تواند مدعی توفیق سیاست خارجی کشور در دو سال گذشته باشد؟

بسته شدن دروازه‌های کشور به روی دانش و فن‌آوری، سرمایه، تجربه و مدیریت، و از همه مهم‌تر تنظیم روابط خارجی کشور بر اساس تقابل و رو در رویی به جای تعامل و گفتگوی سازنده، این دغدغه را در دل همه دوستداران ایران ایجاد کرده است که در دنیای کمبود فرصت‌ها آیا مجالی برای جبران این همه ضررو زیان فراهم خواهد شد؟ آیا ما مجاز هستیم منافع ملی كشور را با بهانه‌های مختلف قرباني اموری کنیم که در اولویت سیاست خارجی مانبوده و نیستند؟ آیا ما مجاز هستیم با سخنان و رفتارهای نا بجا و نسنجیده‌ای که البته می‌تواند برای ایامی خاص تیتر اول اخبار جهان گردد چهره‌ای خشن و وحشت آفرین و ماجرا جو و دشمن‌ساز از مردم ایران به نمایش بگذاریم؟ آیا ما می توانیم با خود ستائي هاي غیر منطقی و غیر واقعی و تصمیمات به ظاهر انقلابی و یک شبه و مهمتر از همه وارد شدن در معادلات و معاملات منطقه‌ای و جهانی که سود آن تنها برای طرف مقابل خواهد بود رنج تحریم و خدای ناکرده اقدامات خطیر دیگر را بر ملت خود تحمیل کنیم؟

تردیدی در سلطه‌گری و خوی تجاوز‌گرانه آمریکا نیست. تردیدی در غاصب بودن، متجاوز بودن و غیر مشروع بودن رژیم صهیونیستی نیست. اما برای ما تردیدی هم نیست که حفظ منافع ملت ایران بر هر اقدام دیگری ارجح است. ما مجاز نیستیم به خاطر آرمان‌های سیاسی خود به کاری دست بزنیم که حال و آینده ملت ایران را به تاریکی سوق دهد. اگر خواهان جهانی مبتنی بر عدالت و عاری از ظلم هستیم، باید به فکر نقش و سهم ملت ایران در چنین جهانی باشیم و کشور ایران اسلامی را قدرتمند و عزتمند بخواهیم تا به عنوان کشوری مستقل، آزاد، آباد، دموکراتیک و برخوردار از همه مواهب مادی و معنوی بتواند سرمشق همه انسان‌ها و ملت های آزادی‌خواه و عدالت طلب قرار گیرد.

ترکیه با درایت و روشن بینی و ژرف اندیشی پس از سال‌ها حاکمیت نظامیان لائیک و ضد دموکراسی، امروز توانسته‌اند به نوعی از حکومت دست یابند که هم نمایش دهنده چهره رحمانی از اسلام است، هم دموکراتیک است و هم بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی و رفاه را برای مردم خود به ارمغان آورده است. اگر از دل حاکمیت لائیک ضد دموکراسی در ترکیه حکومت مسلمانان دموکرات و توسعه‌گرا بیرون می‌آید آیا ما نباید نگران این باشیم که به خاطر رفتارهای نسنجیده و غیر قابل قبول عده ای معدود، از دل بزرگ ترين انقلاب رهایی بخش نیمه دوم قرن بیستم که به نام مقدس اسلام محمدی و اسلام علوی رقم خورده است، عدم پيشرفت، محدودیت‌های روزافزون، آزادی ستیزی و بسط و گسترش فقرسر بر آورد؟

ایران عزیز اسلامی هم سرمایه‌های تاریخی و هم سرمایه های مادی و معنوی برای محوریت در جهان اسلام و همه کشورهای در حال توسعه را دارد و می تواند برای بشریت سرگشته امروز الگوی سیاسی، فرهنگی و تمدنی جدید باشد. الگویی که با پیروزی انقلاب اسلامی و در دوران اصلاحات طليعه هاي آن نمودار شد و توجه كشورها و ملت هاي اسلامي و حتی فراتر از آن‌ها را به ايران جلب كرد. جای تأسف است که به دليل تنگ نظري ها و موقعیت ناشناسی‌هاي داخلي این سرمایه از دست رفت و امروز اين نگاهها بجاي كشور ما به سوي كشور تركيه جهت گرفته است.

جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی بر این اعتقاد است که فارغ از اینکه چه کسی یا چه جریانی در مصدر امر باشد راه پیش روي ملت راهی طولانی و سخت بوده و هست. واقعیت این است که مردم ما بخوبی درک می‌کنند كه کشور جز با بینش و مشی دموکراتیک، سیاست و برنامه واقع‌گرا و مستمر، و مشارکت و ارده عموم ساخته نمی‌شود.

برای رفاه و سربلندي نسل های آینده نسل ما باید با کار مستمر و خستگی ناپذیر در سطوح مختلف به محو عقب ماندگی‌ها همت گمارد و کار وکار و کار حتی بیش از سهم خویش شعار یکایک شهروندان ما باشد. اما مسؤولیت اصلی تحقق این مهم بر عهده دولتمردان است. در کشور ما متأسفانه هیچ کاری بدون ارده و خواست دولت امکان تحقق ندارد. انتظار ما و مردم از دولتمردان این است که انصاف، مردم‌سالاری و واقع گرایی را پیشه کنند، ایران را از آن همه ایرانیان بدانند، حقوق اساسی ملت را رعایت کنند، به جای شعار و بزرگنمایی خود و سیاه‌نمایی کار دیگران، به ارزیابی و نقد عملکردهای خود بپردازند. اداره امور کشور را به دست کارشناسان بسپارند، از ماجراجویی و قهرمان بازی دست بردارند و به واقع خدمتگزار مردم باشند و قبل از اینکه به فکر توصیه و ارائه رهنمود به سایر ملت‌ها و رهبران جهان‌ باشند در سیاست‌های نادرست در قبال مردم کشور خود تجدید نظر کنند.

این مهم تحقق نمی پذیرد جز با اصلاح رابطه حکومت و ملت، توانمندسازی مردم و حکمرانی خوب. وظیفه ای که بار پیشبرد آن امروز بر دوش اصلاح‌طلبان قرار دارد. راه ما در این سو دشوار و پیچیده است. ما در عین داشتن انتقادهای جدی به سیاست‌های موجود لحظه‌ای در دفاع از استقلال کشور، تمامیت ارضی و احقاق حقوق ملی ایرانیان غفلت نخواهیم کرد؛ چنانکه پیگیری آرمان‌های انقلاب، تداوم اصلاحات و اعمال حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود را ضرورتی ملی می‌دانیم.

در سالی که وحدت ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است، ما شاهد برگزاری انتخاباتی مهم خواهیم بود. این انتخابات آزمونی برای دولت و ارکان برگزاری انتخابات در میزان پایبندی آن‌ها به این دو شعار مهم خواهد بود . بی تردید اعتماد حکومت به ملت، سبب اعتماد متقابل خواهد شد و چه اعتمادی به ملت از این بیشتر که آن‌ها را صاحب صلاحیت در تشخيص سره از ناسره، خدمتگزار از منفعت‌طلب و کاردان و کارشناس از نا اهل و نابخرد بدانیم. بزرگ‌ترین ضربه به اعتماد مردم هنگامی است که كساني بخواهند قیم آن‌ها باشند و بیشترین اعتماد به مردم هنگامی است که رأی آزاد آن‌ها را ارج گذاریم وبه آن گردن نهیم.

در شرایطی که بحران‌های داخلی و خارجی بطور جدي نگران کننده است، برگزاری انتخابات آزاد می تواند نقطه عطفی باشد تا آب رفته به جوی باز گردد و به همت این مردم، بحران‌ها پشت سر گذاشته شود و مشکلات همه جاگیر کاهش یابد.

در چنین شرایطی، تنها خواست جبهه‌مشارکت‌ایران‌اسلامی از دولت و شورای نگهبان برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم است، و در چنین انتخاباتی در چارچوب برنامه‌ها و سیاست‌های ائتلاف اصلاح‌طلبان با تمام توان شرکت خواهد کرد و نتیجه هر چه باشد منشا خیر و برکت برای ملت و مورد احترام ما خواهد بود.

نقطه مقابل چنین انتظاری، میل و تلاش برای بستن فضای سیاسی و تکصدایی شدن عرصه حکومت است. چنین روندی همانگونه که طی دو سال گذشته به وضوح نمایان شده است نتیجه ای جز تشدید بحران‌های اقتصادی، ناهنجاری‌های اجتماعی و فشارهای بین‌المللی و نتیجتاً زوال سرمایه اجتماعی و از دست رفتن فرصت‌های کوتاه تحرک و توسعه کشور در بر نخواهد داشت.

ما از همه کسانی که ایران برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار دارد درخواست می‌کنیم با درک شرایط تاریخی و حساس کشور، تمام تلاش خود را برای وحدت ملی، رفع تهدیدات داخلی و خارجی و نجات کشور از بحران‌های پیش‌رو به کار گیرند. ما دست دوستی و برادری را به سوی همه کسانی که حاضر به فعالیت در چارچوب قانون اساسی باشند دراز می‌کنیم و اعلام می‌کنیم بدون هرگونه چشمداشت حزبی و گروهی در این راه در کنار آن‌ها خواهیم بود.

از خداوند رحمان و رحیم می خواهیم که اخلاص، دانایی و شعور و نشاط به همه ما عطا فرماید و ما را در پیمودن این راه دشوار، اما خوش فرجام موفق بدارد.