تسلیت و تبریک

امروز از بچه ها شنیدم که روزنامه شرق رو بستند. علت این کار خیلی مهم هست . باید دید چرا اون مطلب چاپ شده بود ؟ چرا ؟ چرا کسی نظارت دقیق و شایسته ای رو چاپ مطالب روزنامه نداره...؟

و برای مسئولان فعلی باید تاسف خورد که به همین راحتی باعث بیکار شدن یه عده ای از جوانان روزنامه نگار بی گناه شدند.

و به ملت بزرگ و صبور ایران مخصوصا اونایی که یه ذره بیشتر می فهمند هم عرض تسلیت دارم .

صبور باشیم

و عرض  تبریک به دوستان خوب و بزرگوارم در حزب اعتماد ملی شهرری که موفق به انتشار ویژه نامه شهرری شدند . کارشون بزرگ و قابل تحسین هست.

 با آرزوی موفقیت برای ویژه نامه اعتماد ملی شهرری

ائتلاف چیست؟

با امید ائتلاف اصلاح طلبان

ائتلاف،از جمله مفاهيم و واژه هاي سياسي است كه هر روز در خبرهاي سياسي و بين المللي رسانه ها يا در سخنان سياستمداران و فعالان سياسي تكرار مي شود.

لغت نامه دهخدا در صفحه ۳۱۶۵ جلد سوم معناي لغوي واژه «ائتلاف»(‌ alliance) را «مجتمع گرديدن، با همديگر الفت گرفتن و پيوسته شدن» ذكر كرده است. از نظر اصطلاحي در عرصه سياست نيز ائتلاف توافقي ميان دو يا چند طرف براي حمايت از يكديگر به منظور پيشبرد منافع متقابل است.

ائتلاف ها داراي اشكال مختلفي همچون دو جانبه و چند جانبه، سري و علني، ساده يا داراي سازمان پيچيده؛ و كوتاه مدت يا درازمدت مي باشند. همچنين كاربرد ائتلاف در دو سطح سياست داخلي و بين المللي رايج است.

در سطح بين المللي منظور از ائتلاف همبستگي و همكاري چند كشور مختلف براي نيل به يك يا چند هدف مشترك است. ائتلاف هاي بين المللي زماني شكل مي گيرد كه چند كشور عمدتا همفكر براي تحقق اهداف مورد نظر با هم به همكاري بپردازند. كشورهاي عضو ائتلاف ممكن است براي همكاري با هم يك موافقتنامه رسمي امضا كنند يا اين كه بدون وجود هرگونه توافق مكتوب در پي تحقق اهداف مورد نظر برآيند.

از جمله ائتلاف هاي بزرگ بين المللي كه در سال هاي اخير در سطح جهان شكل گرفته ائتلاف جهاني مبارزه با تروريسم است. در شرايط پس حوادث ۱۱سپتامبر كشورهاي جهان براي مبارزه جدي با تروريسم به نوعي توافق دست يافتند كه نمود عملي اين امر در جنگ افغانستان آشكار شد.

البته آمريكا كه خود را سردمدار اين ائتلاف جهاني تصور مي كرد سعي نمود تا از اين توافق جهاني عليه تروريسم براي حمله به عراق بهره جويد اما با مخالفت بسياري از كشورهاي عضو اين ائتلاف مواجه شد و تعداد كشورهاي عضو ائتلاف مهاجم به عراق به شدت كاهش يافت.

در عرصه سياست داخلي كشورها نيز ائتلاف احزاب و جناح هاي سياسي يك امر مرسوم است. اين مسئله به ويژه در نظام هاي سياسي پارلماني كه دولت از درون پارلمان بيرون مي آيد از اهميت ويژه برخوردار است.

از آنجا كه در نظام سياسي پارلماني حزبي كه اكثريت كرسي هاي مجلس را به دست گيرد خودبخود دولت را تشكيل مي دهد، احزابي كه از آن جايگاه سياسي براي كسب اكثريت برخوردار نيستند براي بدست گرفتن قدرت اجرايي با ساير احزابي كه از نظر ايدئولوژي نزديكي بيشتري با آنها دارند ائتلاف مي كنند. البته اين ائتلاف ممكن است قبل از برگزاري انتخابات و در دوران مبارزات انتخاباتي شكل بگيرد يا اين كه بعد از برگزاري انتخابات و مشخص شدن تعداد كرسي هاي احزاب.

مصاديق ائتلاف در عرصه سياست داخلي كشورها را مي توان در انتخابات  گوناگون پارلماني يا رياست جمهوري مشاهده كرد. در بسياري از اين انتخابات  معمولا دو يا چند حزب كه در يك جناح فكري قرار دارند  براي كسب قدرت و پيروزي بر رقبا دست به ائتلاف مي زنند. به عنوان نمونه در آخرين انتخابات پار لماني هند كه سه سال قبل برگزار شد دو حزب بزرگ «كنگره» و «بي جي پي» قبل از برگزاري انتخابات با تعداد ديگري از احزاب دست به ائتلاف زدند. وقتي در پايان شمارش آراء ائتلاف كنگره اكثريت را بدست آورد اما از تعداد كرسي هاي لازم براي تشكيل دولت برخوردار نشد بار ديگر اين حزب ائتلاف با احزاب ديگر از جمله حزب كمونيست را مد نظر قرار داد تا بتواند با همكاري آن حزب، اكثريت كرسي هاي پارلمان هند را در اختيار خود قرار دهد و دولت را تشكيل دهد.

یا علی ابن موسی الرضا

اگه دلت برای امام رضا تنگ شده روی امام رضا کلیک کن...

تو لینک هاست ...

ایران و بحرین

 قسمتی از ویژه نامه روزنامه اعتماد در روز پنجشنبه ۲۸ تیر ماه ۱۳۸۶

بحرين قسمتي از سرزمين ايران بود، اما در دوره انحطاط قاجاريه، دولت انگلستان از ضعف دولت مرکزي استفاده کرد و به موجب قراردادهايي که در سال هاي 1820 ، 1861 ، 1880 و 1892 با بحرين منعقد کرد، به تدريج بر نفوذ خود در آن سرزمين افزود و بعدها مدعي شد که از زمان قرارداد 1820 دولت انگلستان شيخ بحرين را مستقل مي شناخته است. دولت ايران نسبت به اين امر معترض بود و حتي در نوامبر 1927 مساله بحرين را به جامعه ملل ارجاع کرد، ولي راه حلي در اين مورد به دست نيامد. پس از جنگ جهاني دوم لوايحي در ايران به تصويب رسيد و به موجب آن دولت ايران موظف شد که نسبت به احقاق حقوق ايران در بحرين اقدام کند. همچنين دولت ايران در سال 1957 بحرين را به عنوان استان چهاردهم ايران اعلام کرد و در 1958 نيز از شيخ سلمان بن احمد الخليفه شيخ بحرين خواست که وفاداري خود را به دولت ايران نشان دهد. دولت ايران در مورد حاکميت خود بر بحرين چنين استدلال مي کرد؛

1- بحرين هرگز کشوري کاملاً مستقل نبوده و حاکميت ايران بر اين جزيره چندين قرن ادامه داشته است، به استثناي دوره کوتاه 1507 - 602 ميلادي که پرتغالي ها اين جزيره را اشغال کردند.

2- ايران هرگز حاکميت خود را بر بحرين به قدرت ديگري واگذاري نکرده و حاکم بحرين را به عنوان رئيس يک کشور به رسميت نشناخته است. حتي شاه در مارس 1968 مسافرت خود را به عربستان سعودي به خاطر اعتراض به اين کشور که از حاکم بحرين به عنوان رئيس يک کشور در ديدار از عربستان سعودي استقبال کرده بود، لغو کرد.

3- ايران حمايت بريتانيا را از بحرين به عنوان مداخله در امور داخلي جزاير و در نتيجه در امور داخلي خود تلقي کرده است.

                             



اما 20 سال بعد سياست دولت ايران نسبت به بحرين تغيير کرد و ايران حاضر شد از حاکميت خود نسبت به بحرين صرف نظر کند. عللي که براي اين امر ذکر مي شد، متعدد بود. گفته مي شد که طي 150 سالي که بحرين از ايران جدا شده و تحت تسلط انگلستان بوده، سياست عربي کردن سکنه ايراني الاصل بحرين با موفقيت دنبال شده است و در نتيجه پيوند فرهنگي ايران با بحرين سست شده است.

بنابراين استقرار حاکميت ايران بر بحرين مستلزم استفاده از نيروهاي نظامي است و اين امر با سياست دولت ايران که مبتني بر حل اختلاف ها از طريق مسالمت آميز است، مغاير است و اين سياست را بارها در اختلاف هاي خود با عراق نشان داده است.

همچنين دولت عراق تبليغات شديدي عليه ايران انجام داده و ادعاي ايران نسبت به بحرين را حاکي از سياست توسعه طلبانه و امپرياليستي دولت ايران معرفي کرده بود. علاوه بر آن، تکريتي وزير دفاع عراق در مسافرت خود به بحرين در سال 1348 به شيخ بحرين اطمينان داده بود که از استقلال آن در مقابل ادعاهاي ايران حمايت خواهد کرد. ايران خواهان حفظ ثبات و امنيت منطقه خليج فارس بود و اين امر نه با استفاده از نيروي نظامي، بلکه با صرف نظر کردن از ادعاي حاکميت بر بحرين امکان پذير بود. به هر حال پس از مذاکرات مفصلي که بين ايران، انگلستان و شيوخ خليج فارس صورت گرفت، اين تفاهم به دست آمد که ايران حل مساله بحرين را به سازمان ملل ارجاع کند، ولي در مقابل نظر دولت ايران در مورد جزاير سه گانه تامين شود. در واقع تا زماني که حقوق ايران بر جزاير سه گانه تامين نشده بود، دولت ايران حاضر نبود از ادعاي حاکميت خود بر بحرين صرف نظر کند. پس از آن، نمايندگان ايران و بريتانيا در سازمان ملل متحد طي نامه هايي از دبير کل سازمان درخواست کردند که مساعي جميله خود را براي تعيين سرنوشت بحرين به کار گيرد. ماموريت دبير کل اعزام يک هيات «تحقيق» به بحرين بود تا در مورد خواست مردم بحرين درباره وضع آينده اين سرزمين تحقيق کند.                                                                    
هيات سازمان ملل در مارس 1970 عازم بحرين شد و در 2 مه 1970 گزارش داد که اکثريت مردم بحرين خواهان استقلال هستند. پس از آن، شوراي امنيت گزارش دبير کل سازمان ملل را در 11 مه همان سال تصويب کرد. متعاقب آن دولت هاي ايران و بريتانيا بحرين را به عنوان يک کشور مستقل به رسميت شناختند. حل مساله بحرين از طرق مسالمت آميز نشان داد که برخلاف ادعاها و تبليغات عراق، دولت ايران نه تنها هيچ گونه سياست توسعه طلبانه اي در خليج فارس نداشته، بلکه حتي حاضر شده است اجازه دهد که قسمتي از سرزمين ايران از آن جدا شود. لازم به يادآوري است که سياست انگلستان نسبت به ايران موجب شد در قرن نوزدهم افغانستان، بخشي از بلوچستان و نيز قسمت هايي از سرزمين هاي غربي ايران جدا شود. ادامه همان سياست در قرن بيستم سبب تجزيه بخش ديگري از سرزمين ما شد.