تبليغاتX
مهستان
 
سیاسی اجتماعی
 
 

بی‌نظیر بوتو در بیست و یکم ژوئن ۱۹۵۳ در شهر کراچی پاکستان در یک خانواده اصیل و معروف از مادری ایرانی‌تبار متولد شد.
 
وی فرزند یک خانواده سیاسی متشخص بود کسی که ردای قدرت را از پدرش ذوالفقارعلی بوتو، مؤسس حزب مردمی پاکستان به ارث برد.
 
وقتی بی‌نظیر چهارساله بود، پدرش ذوالفقار علی بوتو توسط «اسکندر میرزا»، رئیس‌جمهوری وقت پاکستان به‌عنوان نماینده این کشور به سازمان ملل اعزام شد.

پست‌های دولتی و پی‌درپی ذوالفقار بوتو به‌عنوان وزیر بازرگانی در زمان ریاست‌جمهوری «ایوب‌خان»، وزیر نیرو، وزیر امورخارجه و رهبر هیئت اعزامی نمایندگان پاکستان به سازمان ملل در فواصل مختلف زمانی، باعث شده بود پدر و نیز مادر بی‌نظیر بیشتر اوقات دور از خانواده بوده و بچه‌ها در کنار دایه و پیشخدمت‌ها بزرگ شوند.
 
کودکی و نوجوانی بی‌نظیر با مدیریت پدری گذشت که به ایجاد تبعیض میان فرزندان دختر و پسر هیچ اعتقادی نداشت و تمام امکانات رفاهی، آموزشی و فرهنگی را به‌طور یکسان در اختیار فرزندانش قرار می‌داد.

مادر ایرانی‌الاصل بی‌نظیر همچون عموم ایرانی‌ها شیعه بود، با این حال زندگی وی در کنار دیگر اعضای سنی مذهب خانواده و فامیل همسر به‌راحتی جریان داشت و هیچ تنش و اختلافی در میان آنها وجود نداشت.

 

پدر بی‌نظیر اغلب فرزندانش را در جلسات دیدارهای سیاسی خود شرکت می‌داد و هر چند دوران کودکی بی‌نظیر بطور عمده در آرامش و رفاه ویژه شرایط خانوادگی او سپری شد اما دوران نوجوانی وی همزمان با شرایطی بود که التهابات و بحران‌های سیاسی ـ‌ اقتصادی، نه‌تنها پاکستان که بسیاری از نقاط جهان را تحت‌تأثیر قرار داده بود.
 
پدرش در سال ۱۹۷۹ توسط دیکتاتور نظامی، ژنرال "ضیاءالحق" کشته شد و بی‌نظیر بوتو رفتار و منش خود را از مادرش "نصرت اصفهانی" که فرزند یک خانواده ایرانی است به ارث برده بود.
 
وی در سن ۱۶ سالگی وطن خود را به قصد ادامه تحصیل در کالج "رادکلیف هاروارد" ترک کرد و پس از اتمام تحصیلاتش در مقطع لیسانس، برای ادامه تحصیل در رشته حقوق وارد دانشگاه آکسفورد انگلستان شد.
 
وی که در نخستین سال‌های جوانی تمایلی به ایجاد همگرایی و فعالیت در راه آرمان‌های سیاسی پدر نشان نمی‌داد، با ورود به جهان غرب، چشم‌اندازهای جدیدی را تجربه کرد. مهمترین انگیزه‌ای که بعدها راه بی‌نظیر به عرصه سیاست در پاکستان را باز کرد تمایل درونی وی برای «درهم‌شکستن و نابودی بسیاری از سنت‌ها» از راه حضور خویش به‌عنوان یک زن مسلمان در صحنه سیاست کشور بود.


بی‌نظیر در این باره می‌گوید: «با نگاهی به تاریخ جهان به این باور و نتیجه می‌توان رسید که درواقع تعداد افرادی که توفیق داشته‌اند موجب تغییراتی در دنیا شوند، چندان هم زیاد نیست؛ افرادی که بتوانند دوران پیشرفت، نوآوری و تمدن را به کشوری بیاورند که صرفاً در ابتدای راه و پیرو اصول اولیه است و نقش زنان در آنجا چندان حائز اهمیت نیست.»
 
پس از سال‌ها تحصیل در خارج از وطن، زمانی که پدرش ذوالفقار علی‌بوتو نخست وزیر بود به پاکستان بازگشت، چند روز پس از ورودش به پاکستان، ارتش قدرت را به دست گرفت و حکومت را به تصرف خود درآورد و پدر او را زندانی کرد.
پدرش در سال ۱۹۷۹ توسط رژیم نظامی ژنرال ضیاءالحق به دار آویخته شد.
 
بی‌نظیر در سال‌های بعد نیز چندین بار دستگیر شد و به مدت سه سال پیش از این که اجازه خروج از کشور را در سال ۱۹۸۴ به دست آورد، در توقیف و بازداشت بود.
وی سپس کشور را ترک و در لندن اقامت گزید در آنجا به همراهی دو برادرش، تشکیلات محرمانه‌ای برای مخالفت و مبارزه با حکومت مستبد نظامی وقت آغاز کرد.

 

در سال ۱۹۸۵ برادرش درگذشت زمانی که بوتو برای مراسم خاکسپاری برادرش به پاکستان بازگشت به دلیل حضور و شرکت در گردهمایی ضد حکومتی دوباره دستگیر شد و پس از آزادیش به لندن رفت اما هنگامی که در آوریل ۱۹۸۶ تظاهرات ضد ضیاء از سر گرفته شد به پاکستان مراجعت کرد.
 
واکنش عمومی مردم در قبال مراجعت او آشفته بود و او به طور کلی، خواستار کناره‌گیری و استعفای ضیاءالحق که مسبب مرگ پدرش بود، شد. مرگ ضیا در سانحه هواپیمایی در آگوست ۱۹۸۸به کاهش خشونت‌های نظامی در سراسر کشور انجامید، به‌طوری که بوتو در دسامبر همان سال طی انتخابات آزاد مردمی نخست وزیر شد.

 

در سن ۳۵ سالگی او یکی از جوان‌ترین رهبران و قانون‌گذاران در دنیا بود، نخستین زنی که به‌عنوان نخست‌وزیر در یک کشور مسلمان خدمت می‌کرد. تنها دو سال پس از دوره نخست وزیریش، "غلام اسحاق خان" رئیس‌جمهور، بوتو را از مقامش برکنار کرد.
 
وی در سال ۱۹9۳ برای بار دوم یک مبارزه انتخاباتی و همچنین نهضتی علیه فساد را پایه‌گذاری کرد و دوباره به‌عنوان نخست وزیر انتخاب شد.
وی طی این سال‌ها برق را به محلات دور افتاده و حومه شهرهای پاکستان کشید. مبارزه با فقر و گرسنگی، تهیه مسکن و سرپناه و بهداشت عمومی و مبارزه با رشوه‌خواری و فساد مالی از اولویت‌های  اقداماتش بود.
 
همچنین آزادسازی زندانیان سیاسی، گسترش رابطه با هند، لغو ممنوعیت فعالیت اتحادیه‌های دانش‌آموزی، قانونی‌کردن حقوق اتحادیه‌های کارگری، ایجاد تسهیلات برای فعالیت گروه‌های حقوق‌بشری و سازمان‌های زنان، چاپ‌ آزاد و بدون سانسور اخبار در رادیو، تلویزیون و نشریات، جداسازی نظام قضایی از نظام اجرایی کشور، تمرکززدایی از اقتصاد و احیای بخش خصوصی، اجرای طرح‌های عمرانی گسترده در کشور، راه‌اندازی کابل‌‌های نوری و صدور اجازه ورود تلفن همراه به کشور، ایجاد وزارت زنان در کابینه و... ازجمله فعالیت‌های بی‌نظیر در دوران نخست‌وزیری است.

حضور وی به‌عنوان یک زن و در رأس کابینه دولت پاکستان البته دردسرهای خاص خود را هم به همراه داشت، برخی عالمان مذهبی پاکستان و برخی دیگر کشورهای مسلمان با صدور فتواهای مختلف مبنی بر این‌که اداره یک کشور مسلمان توسط یک زن، غیر اسلامی است تلاش می‌کنند سازمان کنفرانس اسلامی را وادار به تعلیق عضویت پاکستان در این نهاد کنند و حتی بن‌لادن ـ که هنوز در آن زمان القاعده را تأسیس نکرده ـ می‌کوشد بودجه سرنگونی دولت وی را تأمین نماید، اما پشتیبانی توده مردم و نهادهای ملی از بی‌نظیر، این اقدامات را بی‌‌اثر می‌گذارد.
 
در سال ۱۹9۶ رئیس‌جمهور پاکستان، بی‌نظیر بوتو را از سمتش با ارایه دلایلی چون عدم مدیریت، اخراج و مجلس ملی را منحل کرد. پیشنهاد انتخاب مجدد بوتو به مقام نخست‌وزیری در سال ۱۹۹۷ با شکست مواجه شد و حکومت منتخب بعدی با نواز شریف محافظه کار، به روی کار آمد که خود، توسط ارتش سرگون شد. همسر بوتو زندانی شد و او مجبور شد یکبار دیگر وطن را ترک کند.

 

وی ۹ سال به همراه فرزندانش در لندن، محلی که به دفاع و طرفداری و استقرار مجدد دمکراسی در پاکستان می‌پرداخت در تبعید به سر برد.
خاطره بازگشت او در اکتبر ۲۰۰۷ همانند استقبالی که در آوریل ۱۹۸۶ توسط صدها هزار نفر از طرفداران وی انجام پذیرفت، دوباره زنده شد و به رغم تهدید به مرگ از سوی اسلام گرایان تندرو، به میهن بازگشت.
در ساعات اولیه ورودش توسط جمعیت مشتاقان مورد استقبال قرار گرفت، ازدحام تظاهرات کنندگان بیانگر بزرگترین صحنه نارضایتی از دولت ضیاء بود.
 
طی انتخابات ملی برنامه‌ریزی شده برای ژانویه ۲۰۰۸ حزب مردم پاکستان، بی‌نظیر بوتو را با یک پیروزی دیگر در مقام نخست‌وزیری مطرح کردند اما تنها چند هفته قبل از انتخاباب، تندروها دوباره اعتصاب کردند.
 
بی‌نظیر بوتو در حالی برای تصدی پست نخست وزیری در انتخابات سال 2008 تلاش ‌می‌کرد، سرانجام پس از چندین رشته ترور ناموفق، چهار سال پیش در چنین روزی در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۰۷ میلادی در یک حمله تروریستی-انتحاری در شهر راولپندی به قتل رسید.
 
در پی ترور وی دولت پاکستان طالبان و القاعده را مسئول این عملیات دانست و اعلام شد فردی به نام "کرامت‌الله بلال" از اعضای القاعده این ترور را انجام داده است اما در پی آن القاعده اعلام کرد در ترور بوتو نقشی نداشته است و مولوی عمر سخنگوی القاعده در این رابطه گفت: "قبایل بومی سنت خود را دارند ما به زنان حمله نمی‌کنیم".

 

جسد بی‌نظیر بوتو در ایالت سند پاکستان در روستای گرهی خدابخش کنار محل دفن پدر و دو برادر خود به خاک سپرده شد در حالی که در زمان دفن وی هزارن تن از طرفدارن وی فریاد می‌زدند "بی نظیر زنده است".
 
در پی مرگ وی ۳ روز عزای عمومی در پاکستان اعلام شد.
از وی دو دختر و یک پسر به نام‌های بلاول بوتو زرداری، بخت‌آور بوتو زرداری و آصفه بوتو زرداری بجا مانده است.
 
اعضای ارشد حزب مردم پاکستان در انتخابات و تعیین رهبر آینده این حزب، "بلاول بوتو" فرزند نوزده ساله بی‌نظیر که در دانشجوی حقوق دانشگاه آکسفورد بود را به‌عنوان رهبر حزب و "آصف علی زرداری" همسر بوتو (رئیس جمهور فعلی) را به‌عنوان سرپرست حزب برگزیدند.

  نوشته شده در  چهارشنبه 7 دی1390ساعت 9:26  توسط عارف نادرزاده مهربان  | 

 

"معمر محمد عبدالسلام ابو منیار القذافی" از قبیله "القذاذفه" در سال 1942 در روستایی به نام "جهنم" به دنیا آمد و در سال 1969 زمانی که 27 سال داشت با انجام کودتایی سفید علیه "ادریس اول" پادشاه وقت لیبی به قدرت رسید.

سرهنگ قذافی رهبر فراری لیبی  با 42 سال حکمرانی از پرسابقه ترین رهبران جهان بشمار می‌ رفت. قذافی در سال 1969 با انجام کودتایی سفید به همراه افسران دیگر که خود را به تبعیت از افسران آزاد مصر افسران آزاد خوانده بودند، به سلطنت پادشاه لیبی "ادریس السنوسی " پایان داده و خود قدرت را در کشور بدست گرفت.

زندگی شخصی؛ تولد در جهنم

"معمر محمد عبدالسلام ابو منیار القذافی" از قبیله "القذاذفه " در سال 1942 در روستایی به نام "جهنم" در نزدیکی "شعیب الکراعی جارف در منطقه "سرت " به دنیا آمد.
 
تحصیلات ابتدایی خود را در همان روستا به پایان رساند و سپس به شهر "سبها" در جنوب لیبی رفت ‌و پس از ازدواج با همسر اولش و به دنیا آمدن "محمد قذافی " از وی جدا شد. سپس با همسر دومش از قبیله "فرکاش " از شهر "دارالبیضاء " ازدواج کرد تا از وی صاحب هفت فرزند گردد که بزرگترین آنها "سیف الاسلام قذافی " است.
 
"جین کرتز " سفیر آمریکا در لیبی در سال 2009 قذافی را این گونه توصیف می‌کند: شخصیتی عجیب با رفتاری غریب که به نوعی در فرد ایجاد ترس و وحشت می‌کند. او عاشق سوارکاری است و دوستان و دشمنان را به یک اندازه از خود رنجیده خاطر می‌کند.
 
کرتز می‌افزاید: او از لحاظ شخصیتی مبتلا به ترس ناخودآگاه و غیر ارادی است. از بلندی‌ به شدت می‌ترسد و ترجیح می‌دهد که هیچگاه بر بالای آبها پرواز نکند.
 


خاندان لیبی و حاکمیت بر کشور

معمر قذافی دارای 7 فرزند، 6 پسر و یک دختر است که هر کدام از آنها بخشی از امور کشور را در دست داشتند.

محمد: رئیس کمیته ملی المپیک لیبی و صاحب 40 درصد از شرکت مشروبات غیر الکلی لیبی که صاحب امتیاز شرکت کوکاکولا در این کشور بود. وی شرکت ارتباطات بی‌سیم و با سیم و پست و تلگراف لیبی را نیز اداره می ‌کرد. محمد در جریان سقوط طرابلس خود را تسلیم کرد.
 
سیف الاسلام : معمر قذافی به وی به عنوان جانشین خود نگاه می کرد. وی طی حوادث اخیر لیبی با ظاهر شدن در تلویزیون رسمی این کشور مردم لیبی را به قتل عام و کشتار تهدید کرد.
 
سیف الاسلام فارغ التحصیل دانشگاه لندن در رشته دکترای اقتصاد و منادی اصلاح سیاسی و اقتصادی در لیبی و رئیس موسسه بین المللی خیریه قذافی بود. سیف الاسلام در جریان سقوط رژیم قذافی به دست انقلابیون بازداشت شد.

ساعدی: بسیار خشن و بدرفتار و متهم به قاچاق و مصرف مواد مخدر. دارای نفوذ بسیار جهت گرفتن امتیازات تجاری و صاحب شرکت تولید تلویزیون در لیبی بود. گفته می‌شود وی در سرکوب اعتراضات بنغازی دخالت مستقیم داشته است.

معتصم: مشاور امنیت ملی قذافی. سفیر صربستان در لیبی او را "کودن " خوانده و گفته می‌شود، اختلافات شدیدی با سیف الاسلام دارد.
 
هانیبال: شخصیتی متقلب که  به خاطر ضرب و شتم خدمتکارانش موجب بروز بحران میان دو کشور لیبی و سوئیس شد. گفته می‌شود، هانیبال به نوعی با بیماری‌های روحی و روانی نیز دست به گریبان است. از سرنوشت ساعدی، معتصم و هانیبال اطلاع کاملی در دست نیست.
 
خمیس: فرمانده یگان‌های ویژه لیبی معروف به "یگان 33 " بود که آموزش‌های نظامی خود را در روسیه سپری نمود و گفته می‌شود، یگان او بود که سرکوب اعتراضات بنغازی را برعهده داشت. منابع آگاه از مرگ وی طی بمباران ناتو خبر می دهند.

عائشه: تنها دختر دیکتاتور است که وی را در برخی سفرها و مناسبتها همراهی می کرد. گفته می شود وی به همراه قذافی و مادرش از طرابلس گریخته اند.

دیدگاههای سیاسی قذافی
قذافی بنابر آنچه در "کتاب سبز" خود مدعی شده است که در حکومت به حاکمیت دمکراتیک و مستقیم مردم معتقد بود. هم چنین وی در این کتاب نظریه‌ای را مطرح می‌کند که نه مارکسیستی و نه سرمایه‌داری است و آن را نظریه جهان سوم برای زمامداری و حکومت می ‌داند. وی در مورد نظریه ‌اش می گوید: این چکیده تجربه‌های بشری است و معتقد است که کمیته‌های انقلاب باید قدرت را در کشور بدست داشته باشند.
 
در مورد خاورمیانه و نزاع اعراب - اسرائیل نیز دیدگاه "کتاب سفید " یا "اسراطین" را ترویج می‌کند، یعنی تاسیس کشور فلسطینی واحد و یکپارچه که هم اعراب و هم یهود در آن درکنار یکدیگر زندگی کنند.

 


 
دیدگاه‌های قذافی درباره اعراب و جهان عرب

گرایشات قومی و عربی‌اش او را واداشت طرح‌های عجیب و غریبی برای جهان عرب ارائه دهد، از جمله:

- اعلام "میثاق طرابلس " در سال 1969 میان لیبی و سودان و مصر.

- "اعلامیه قاهره " در سال 1970 که با تکیه بر اصول و مبادی انقلاب،‌ آزادی و سوسیالیسم خواستار اتحاد سه کشور شد.

- اتحاد جمهوری‌های عربی در سال 1971 میان سه کشور لیبی و مصر و سوریه تحت این عنوان که این اتحاد مقدمات اتحاد کامل سه کشور را فراهم خواهد نمود.

- "بیانیه جربه " جهت تاسیس جمهوری اسلامی عربی در سال 1974 میان لیبی و تونس.

- "بیانیه وجده" که درصدد تاسیس اتحاد عربی آفریقایی بود و در سال 1984 ارائه گردید.

- دعوت از کشورهای عربی در سال 1988 جهت پیوستن به اتحادیه عربی - آفریقایی که آن را در سال 1984 با کشور مراکش آغاز نمود و اتحاد با مراکش را اولین گام در راه تشکیل این اتحادیه تلقی کرد.

- لغو مرزها و قوانین گمرکی میان لیبی و تونس از یک سو و لیبی و مصر از سوی دیگر در سال 1988

- ایفای نقش در اتحاد دو یمن.

- امضای "موافقتنامه مراکش " در سال 1989 به عنوان اولین گام در راه تحقق وحدت عربی.

- ارائه طرح اتحاد اعراب.

- ارائه طرح اتحادیه عربی - آفریقایی.

دیدگاهای قذافی درباره آفریقا

از جمله شعارهای قذافی در مورد آفریقا این بود که "آفریقا برای آفریقایی‌هاست " و "آفریقایی‌ها باید با یکدیگر متحد شوند". شاید قذافی به این طریق می خواست به نقش آفریقا در جهان کنونی تاکید کند و شاید به همین دلیل بود که آفریقا نقش مهمی در تغییر دیدگاه‌های آمریکا و انگلیس در قضیه لاکربی بازی کرد و این دو کشور را واداشت تا مواضع لیبی را در این باره بپذیرند.
 
قذافی در سال 1999 "تجمع کشورهای ساحل و صحرا" را تاسیس کرد که هم اکنون 23 کشور آفریقایی در آن عضویت دارند و پس از آن برای تبدیل سازمان وحدت آفریقا به سوی اتحادیه آفریقا گام برداشت.

 


 
 قضیه ربودن امام موسی صدر
 
"سید موسی صدر " معروف به "امام موسی صدر " متولد 14 خرداد 1307 در قم مرجع دینی و سیاسی شیعیان پس از مهاجرت از ایران به لبنان، "مجلس اعلای شیعیان لبنان " را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده‌دار شد. وی در 3 شهریور سال 1357 و در آخرین مرحله از سفر دوره‌ای خود به کشورهای عربی، بنابر دعوت رسمی معمر قذافی وارد لیبی شد و در روز 9 شهریور ربوده شد. دستگاه‌های قضایی لبنان و ایتالیا و تحقیقات انجام شده از سوی واتیکان، ادعای رژیم لیبی مبنی بر خروج صدر از آن کشور و ورود او به رم را رسما تکذیب کرده‌اند.
 
مجموعه اطلاعات آشکار و پنهانی که طی دو دهه پیش بدست آمده، تماما گواه آنند که موسی صدر هرگز خاک لیبی را ترک نگفته‌است. در این میان قرائن متعددی حکایت از آن دارند که امام موسی صدر همچنان زنده است.
 
ماجرای لاکربی و تحریم لیبی

در 21 دسامبر 1988 هواپیمای خطوط مسافری پان امریکن بر فراز دهکده لاکربی در اسکاتلند منفجر شد و تمام 270 مسافر و خدمه آن جان باختند.
 
فاجعه هوایی لاکربی در آن سال‌ها به بزرگترین جریان تحقیق و بازجویی تاریخ انگلستان تبدیل شد. این حادثه تروریستی را عموماً حمله‌ای به آمریکا تلقی کردند، چون 189 نفر از قربانیان آمریکایی بودند. ماجرای لاکربی تا پیش از حملات 11 سپتامبر 2001 مرگبارترین حمله به شهروندان آمریکایی تلقی می‌شد.
 
دولت‌های آمریکا و انگلیس، لیبی را مسئول بمب‌گذاری در این هواپیما معرفی کردند که به وضع تحریم‌های بین‌المللی علیه لیبی منجر شد. در سال 2003 دولت لیبی رسماً مسئولیت بمبگذاری در یک هواپیمای مسافربری شرکت پان امریکن در سال 1988 را قبول کرد. عبدالباسط مقرحی تنها فردی است که در ارتباط با این بمب‌گذاری محکوم شده است.
 


تحولات اخیر لیبی تا فرار قذافی از طرابلس

روز 17 فوریه گذشته شبکه های تلویزیونی عرب زبان از آغاز تظاهرات و قیام مردمی در لیبی خبر دادند. دلیل شعله‌ور شدن اعتراضات مردمی در لیبی دستگیری یک وکیل و فعال حقوق بشر به نام "فتحی تاربل " عنوان شده که با بستگان زندانی‌های زندان ابوسلیم که در آن مخالفان حکومتی و متهمان به اسلامگرایی نگهداری می‌شوند، ارتباط داشته است.
 
پس از اعلام این خبر صدها فعال سیاسی مخالف رژیم قذافی خواستار برگزاری تظاهرات در روز 17 فوریه همزمان با ششمین سالگرد تظاهرات شهر بنغازی در سال 2005 شدند. در آن سال نیروهای امنیتی رژیم لیبی به شدت این تظاهرات را سرکوب کردند.
 
از 17 فوریه تا کنون اعتراضات مردمی سراسر لیبی را فراگرفته که با سرکوب بسیار شدید رژیم معمر قذافی و قتل عام مردم این کشور و محکومیت‌های بین المللی همراه بوده است.

قذافی  صاحب رکورد طولانی‌ترین دوران حکومت در لیبی در بیش از 5 قرن اخیر است. تا جایی که از سال 1551 میلادی یعنی از زمان حکومت عثمانی تاکنون کسی به اندازه حاکمیت او در راس قدرت در لیبی قرار نداشت. رژیم 42 ساله سرهنگ معمر قذافی دیکتاتور لیبی دوشنبه 31 مرداد 90 با پیشروی انقلابیون به قلب پایتخت لیبی عملا فرو ریخت تا خبرهای ضد و نقیضی درباره فرار وی از طرابلس به گوش برسد.
  نوشته شده در  دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 22:55  توسط عارف نادرزاده مهربان  | 

                                                 

بسم الله الرحمن الرحيم

هيئت رئيسه محترم مجلس شوراي اسلامي

با اهداء سلام، به استناد اصل هشتاد و هشتم قانون اساسي و ماده 196 و 197 آيين نامه داخلي مجلس شوراي اسلامي، ضمن تقدير از خدمات فراوان دولت در حوزه هاي مختلف، بدين وسيله سئوالات زير از رئيس جمهور محترم با يكصد امضا جهت طي مراحل قانوني و روشن شدن اذهان نمايندگان محترم و رفع سوء تفاهمات و به منظور تقويت نظام جمهوري اسلامي ارائه مي گردد:
 
1 ـ چرا قانون تسهيلات ارزي براي متروي تهران و كلان شهرها و حمل و نقل عمومي ساير شهرها، علي رغم نياز مبرم اين شهرها به روان سازي ترافيك، خصوصا با آغاز هدفمند شدن يارانه حامل هاي انرژي، ابلاغ و اجرا نشد؟

2 ـ وزير ورزش و جوانان پس از پنج ماه از ابلاغ قانون تشكيل وزارت ورزش و جوانان با نامه اي غير معمول به مجلس معرفي شد، آيا اين امر نوعي تلاش براي گريز از اجراي قانون نيست؟

3 ـ طبق آمار رسمي نرخ رشد اقتصادي كشور در سال 89 زير 1% بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوي صندوق بين المللي پول را بپذيريم حدود 3% بوده است در حالي كه طبق برنامه بايد حداقل 8% باشد. آيا اين امر حاكي از ضعف مديريت اقتصادي كشور نيست؟ همچنين با اين نرخ رشد آيا ممكن است يك ميليون و ششصد هزار شغل در كشور ايجاد شده باشد؟

 



4 ـ مبلغ 1500 ميليارد تومان بودجه ارتقاء شاخص هاي فرهنگي كشور در قانون بودجه سال 1389 چگونه هزينه شده است؟

5 ـ قانون هدفمند كردن يارانه ها پنج ساله بوده است در حالي كه ميزان افزايش بهاي برخي حامل هاي انرژي نشان مي دهد كه دولت مدت اجراي آن را كمتر از 3 سال در نظر گرفته است. در نتيجه مردم بايد فشار غير لازمي را در پرداخت بهاي مثلا گاز مصرفي تحمل نمايند. همچنين سهم بخش توليد صنعتي و كشاورزي تاكنون به درستي پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزينه توليد كالا و محصول گرديده است. چرا دولت مقيد به اجراي قانون مجلس نيست؟

6 ـ مقاومت يازده روزه جناب عالي در مقابل حكم حكومتي رهبر انقلاب اسلامي مبني بر ابقاي حجت الاسلام مصلحي وزير محترم اطلاعات چه توجيهي دارد؟
           
7 ـ چه ضرورتي وجود داشت كه آقاي منوچهر متكي وزير سابق امور خارجه در زمان ماموريت خود به سنگال عزل شود به طوري كه علاوه بر تحقير شخصيت ايشان، نظام جمهوري اسلامي ايران در سطح جهان آسيب ببيند؟

8 ـ اين سخن جناب عالي كه مجلس در راس امور نيست، چه هدفي را دنبال مي كند؟

9 ـ چرا جناب عالي با علم به اينكه انتقاد از برخی مجریان «قانون عفاف و حجاب» در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بدتر شدن وضع پوشش اسلامي در جامعه خواهد شد، در برنامه زنده تلويزيوني ضمن متهم کردن برخی مجریان اين قانون، بر خلاف اجماع فقها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است، از دولت سلب مسئولیت نمودید و پس از مخالفت گسترده مراجع تقليد، ائمه جمعه، علماي بلاد و نمايندگان مجلس با سخنان شما، در مصاحبه زنده تلويزيوني بعدي اعلام كرديد كه سخن من همان است كه گفتم. اين رفتار شما چگونه توجيه مي شود؟

10 ـ چرا نظريه «ترويج مكتب ايران به جاي مكتب اسلام» را كه توسط رئيس دفتر شما بيان شد علي رغم ضديت با مباني انقلاب اسلامي و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقليد و علماي بزرگ و دلسوزان نظام، تاييد و بر آن تاکید نموده باعث تنزل جايگاه انقلاب اسلامي و زنده شدن تعصبات قومي در ميان مسلمانان و سوء استفاده مخالفان وحدت اسلامي گرديديد؟ اصولا چرا از گروه موسوم به «جريان انحرافي» علي رغم هشدار و اعلام خطر علماي بزرگ اعلام برائت نمي كنيد بلكه از اين افراد دفاع مي نماييد؟

  نوشته شده در  سه شنبه 14 تیر1390ساعت 21:37  توسط عارف نادرزاده مهربان  | 
 

حجت الاسلام والمسلمین ذوالنور،در همایش «بصیرت و جهاد علمی» که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی قم برگزار شد، با اشاره به جریان انحرافی در دولت، گفت: همۀ بستگان نزدیک رییس جمهور مخالف ارتباط وی با مشایی هستند، حتی مادر ایشان گفت که شما را عاق می‌کنم، اما آقای احمدی‌ن‍ژاد با این وجود بر حفظ جایگاه مشایی تأکید می‌کند.

*آیا غیبت 11 روزه رییس جمهور تمرد از دستور رهبری بود؟

وی، موضوع کناره‌گیری موقت یازده روزه رئیس جمهوری اسلامی ایران را مورد توجه قرار داد و بیان داشت: باید به این موضوع دقت شود که این کناره‌گیری برای تأمل در مسائل پیش‌آمده برای رئیس‌جمهور بود، یا برای تمرد ایشان از دستور مقام معظم رهبری بوده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور با بیان این که خطر جریان انحرافی حتی از خطر اصلاح‌طلبان بیشتر است، اظهار داشت: اصلاح‌طلبان، جریان سکولاری بودند که دین را ناتوان در ادارۀ جامعه می‌دیدند، اما افرادی که در این جریان مفسد اقتصادی و سیاسی داخل هستند، با نقاب دین و اهتمام به مهدویت و ولایت فقیه درصدد انحراف انقلاب می باشند!

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه به اظهارات آیت‌الله مصباح یزدی اشاره کرده و گفت: رهبر معظم انقلاب در توصیف شخصیت ایشان می‌فرماید «ایشان جای شهید مطهری را پر کرده است»، آیت‌الله مصباح یزدی خطر این موضوع را در طول تاریخ بی‌سابقه و همان جریان فراماسونری می‌داند و بیان می‌کند که امیدی به بازگشت این افراد ندارم.

*بیانات رهبری در زمان عدم حضور رییس جمهور

وی، با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در یازده روز عدم حضور آقای احمدی‌ن‍ژاد، ادامه داد: ایشان در آن زمان فرمودند که «من تا زنده هستم، نخواهم گذاشت که انحرافی در جریان انقلاب پیش آید»، این موضوع نشان از رویداد مهم پنهانی در کشور دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور، خطر این موضوع را از جریان حجیته و اصلاح‌طلبان بیشتر دانسته و یادآور شد: حجتیه ها، معتقدند که در زمان غیبت هیچ عَلَم حکومتی نمی‌تواند برافراشته شود، ولی این جریان، همۀ انحرافات فرقۀ حجتیه را در خود دارد و از طرفی نیز محکم به کانون قدرت و ثروت چسبیده است.

*با نقاب دین، دین را می‌کوبند!

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه ادامه داد: در دورۀ هشت سالۀ اصلاحات، هیچ چیزی از اسلام ندیدیم؛ چرا که جریان سکولاری و لیبرالی بودند که با اعتقاد به عدم صلاحیت دین در ادارۀ جامعه وارد عرصۀ قدرت شده بودند، اما جریان فعلی با نقاب دین، دین را می‌کوبند و در درون خود اقتصادی، فساد سیاسی، وابستگی به بیگانه و... را دارند.

*احمدی‌نژاد فکر می‌کند مشایی با امام زمان ارتباط دارد!

وی، با اشاره به استفادة ابزاری از موضوع مهدویت، تصریح کرد: جریان انحرافی معتقد است که در آخرالزمان، غیبت کبری به غیبت صغری تبدیل می‌شود و در این نوع از غیبت، افرادی می‌توانند با امام زمان(عج) ارتباط داشته باشند. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند که مشایی با امام زمان(عج) ارتباط دارد!

*رییس جمهور: «حکم است، باید انجام شود»!

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور به سخنان صفار هرندی در یکی از جلسات هیئت دولت پیرامون مصوبه ای اشاره کرد و گفت: آقای صفار هرندی به آقای احمدی‌ن‍ژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدی‌نژاد در جواب می‌گوید که "حکم است، باید انجام شود". آیا از این گفته، غیر این برداشت می‌شود که ایشان فکر می‌کند توسط رابطی با امام زمان(عج) ارتباط دارد؟!

*فکر می‌کنند نیازی به اطاعت از ولایت فقیه نیست!

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه خاطرنشان ساخت: این جریان، با این که به ظاهر معتقد به نیابت ولایت فقیه از امام زمان(عج) است، اما در باطن فکر می‌کند که با وجود امام عصر(عج) دیگر نیازی به اطاعت از ولایت فقیه نیست!

وی، با اشاره به انزجار مقام معظم رهبری از حکومت‌های پادشاهی منطقه، اظهار داشت: دولت جمهوری اسلامی ایران، در اوضاع کنونی جهان عرب، تلاش می‌کند که ارتباط خود را با دولت‌های عربی گسترش دهد! دعوت از عبدالله دوم، پادشاه اردن و علی‌ عبدالله صالح، پادشاه یمن به ایران را چگونه باید توجیه کرد؟!

*علت دعوت از سران اردن و یمن

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه یادآور شد: حتی گفته می‌شود که به خاطر این‌که دولت، وجود دو عبدالله را در رأس حکومت کشورهای عربی را از علائم ظهور می‌داند از سران این دو کشور دعوت به حضور در ایران کرده است!

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور ادامه داد: آقای رئیس جمهور در بیاناتی از علی عبدالله صالح تمجید می‌کند که "شما نام سه امام و پیامبر را در نامت داری"!

*بنا بود عبدالله دوم را به سرعین ببرند تا علائم سفیانی را مشاهده کنند!

وی تأکید کرد: حتی این جریان اعتقاد داشت که عبدالله دوم، پادشاه اردن، همان سفیانی در علائم ظهور امام زمان(عج) است، به همین علت می‌خواست که در هنگام مسافرت وی به ایران، او را در آبگرم سرعین حاضر کنند تا علائمی که بر کمر و کتف سفیانی در روایات وارد شده است را بر روی بدن پادشاه ملاحظه نمایند.

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه با اشاره به این جملۀ امام(ره) که «انتظار فرج از نیمۀ خرداد کشم»، تصریح کرد: آقای مشایی، چند روز قبل از مراسم سالروز ارتحال امام(ره)، بیان داشت که اتفاقی در چهارده و پانزده خرداد روی خواهد داد که دهان منتقدین بسته می‌شود. منظور وی این بود که در چهارده خرداد شهید می‌شود و روحش عروج پیدا خواهد کرد و در پانزده خرداد نیز امام زمان(عج) ظهور می‌کند!

*به دنبال ویزای عربستان بودند، تا...

حجت الاسلام والمسلمین ذوالنور خاطرنشان ساخت: بعد از این اظهارات، برخی از افراد این جریان، سخت به دنبال ویزای عربستان بودند تا در روزی که ادعا می‌شد ظهور امام زمان(عج) است، در مکه کنار آن حضرت باشند!!

وی افزود: اگر گفته می‌شود که احمدی‌ن‍ژاد دچار سحر و جادو شده است، به معنای این نیست که او اختیاری از خود ندارد، بلکه از برخی پیشگویی‌هایی که مشایی به نقل از پیشگویانی انجام می‌داد، به این نتیجه رسید که این آقا رابط اما زمان(عج) است!

*دسته‌بندی مردم توسط احمدی‌نژاد

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور، با اشاره به دسته‌بندی مردم توسط آقای احمدی‌نژاد، اذعان کرد: وی اعتقاد دارد که دسته‌ای از مردم، همان نه میلیون مردم ولایت‌مداری هستند که در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره‌های گذشته به حجت‌الاسلام والمسلمین ناطق نوری رأی دادند، حال آن که باید گفت که به اذعان رسانه‌های خارجی، مردم ولایت‌مدار، همان چهل‌میلیونی هستند که در نه دی به خیابان‌ها آمدند.

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه ادامه داد: وی، ضد انقلاب را دستۀ دیگر مردم می‌داند که افراد زیادی در جامعه در این دسته هستند، حال باید گفت که هرچند یک ضدانقلاب در جای خود خطر بزرگی است، ولی در مقابل آحاد جامعه، به حساب نمی‌آیند».

*مشایی: مأمور هدایت گروه خاکستری هستم

وی با اشاره به دستۀ سوم مورد نظر آقای احمدی‌نژاد اضافه کرد: جمعیت خاکستری و بی‌تفاوت در امور سیاسی و دینی دستۀ سوم مردم ایران به نظر رئیس جمهور می‌باشند. آقای مشایی ادعا می‌کند که رئیس جمهور من را مأمور هدایت گروه خاکستری کرده است!

حجت‌الاسلام والمسلمین ذوالنور به دغدغۀ مقام معظم رهبری در خصوص بیداری اسلامی اشاره کرده و بیان داشت: علی‌رغم اهتمام رهبری به این موضوع، آقای رئیس‌جمهور این بیداری را به بیداری مردمی و بیداری ملت‌ها تعبیر می‌کند، همچنین از اصرارهای سه‌سالۀ این دولت این بود که سال جدید و عید نوروز را در کنار سران کشورهای فارسی‌زبان و برخی از سران عربی در کنار تخت جمشید شروع کنند که هر سال با مخالفت دفتر مقام معظم رهبری روبه‌رو شدند و هدف آنها به سرانجام نرسید.

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه در ادامه به دستورالعمل دولت به سازمان حج و زیارت اشاره کرده و اظهار داشت: به این سازمان گفتند که از روزهای سکونت زائرین در عتبات عالیات کم کنید تا روزی هم به بازدید از مدائن و تیسفون بغداد اختصاص یابد!

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ناهنجاری های اجتماعی، گفت: تأکید آقای احمدی‌نژاد برای ورود بانوان به ورزشگاه‌ها و استادیوم‌های ورزشی کشور، بسیار قابل تأمل است.

*فرمانده نیروی انتظامی: احمدی‌نژاد جلوی ما را می‌گیرد!

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه یادآور شد: آقای احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به بنده گفت که برای مقابله با بدحجابی در جامعه، شخص آقای احمدی‌نژاد جلوی ما را می‌گیرد و نمی‌گذارد تا با فساد مقابله کنیم!!
 دینی است!

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه با اشاره به این سؤال که آیا عزل وزیر تنها بر عهدۀ شخص رییس جمهور است، ابراز داشت: در همۀ دنیا عزل و نصب مقام‌های امنیتی بر عهدۀ بالاترین مقام‌ آن کشور است؛ به طوری که از اول انقلاب تاکنون حتی در دوران اصلاحات، عزل و نصب وزیر اطلاعات با هماهنگی امام(ره) و مقام معظم رهبری بوده است.

*پشت‌پرده برکناری وزیر اطلاعات

وی، تلاش دولت برای برکناری وزیر اطلاعات را مأمنی برای رشد جریان انحرافی عنوان کرده و گفت: سردسته‌ جریان انحرافی نیاز به حضور 150 نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد، او می‌دانست که یکی از مهم‌ترین موانعش وزارت اطلاعات است؛ از این رو می‌خواست وزیر اطلاعات را کنار گذاشته و شخص رییس جمهور عهده‌دار سرپرستی آن شود، تا بتواند بهره کافی را از این مسئله ببرد.

حجت الاسلام و المسلمین ذوالنور، با اشاره به تصمیم رییس جمهور مبنی بر استعفاء در صورت حضور حجت‌الاسلام والمسلمین مصلحی در وزارت اطلاعات، تأکید کرد: آقای احمدی نژاد فکر می‌کرد که مقام معظم رهبری ناگزیر به پذیرفتن استعفای ایشان یا قبول مشایی به عنوان معاون اول است و احتمال نمی‌داد که رهبری با درایت و مثل کوه، محکم در مقابل این درخواست بایستد.

*چرا رییس جمهور مجدداً برگشت؟

وی تصریح کرد: رییس جمهور در نهایت به خاطر استیضاح نشدن در مجلس، به اجبار تن به برگشت داد؛ زیرا اگر قرار به استیضاح آقای احمدی‌نژاد بود، وی، بالاترین رأی عدم صلاحیت سیاسی در تاریخ را از مجلس شورای اسلامی می‌گرفت.

جانشین نمایندۀ ولی فقیه در سپاه، با بیان این که اگر افرادی که در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری به آقای احمدی‌نژاد رأی دادند، با اطلاع از جریانات کنونی، دوباره حق رأی داشتند، بار دیگر نیز به علت رأی نیاوردن رقیب سیاسی اصلاح‌طلب وی، به او رأی می‌دادند، اظهار کرد: اکنون ما باید با کمترین هزینه، زمان کنونی را سپری کنیم، تا اصل این انقلاب پایدار بماند و به تدریج بصیرت مردم به اقدامات این جریان زیادتر شود.

  نوشته شده در  جمعه 3 تیر1390ساعت 13:27  توسط عارف نادرزاده مهربان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM